بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل افروزخوش است از دی که گذشت هرچه گویی خوش نیست خوش باش وزدی مگو که امروزخوش است
+ نوشته شده در دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 0:51  توسط صوفی
|
هو
121 با درود خدمت دوستان عزیز حیف است که در نزدیکی نوروز سخن از افراد ناباب گفت ولی چه کنیم که حقیقت باید بیان شود ؛ به امید اینکه کسی بعد از این فریب ریا کاران ظاهر پرست را نخورد . در این روزهای اخیر وبلاگ منحرف " خرقه " دوباره شروع به باصطلاح نقد مثنوی مولانا کرده و تمام عقده های خود را بر سر این عارف نامی خالی می کند . از اینروی یکبار برای همیشه به او نکاتی را گوشزد میکنم ، خواه از سخنم پند گیرد و خواه ملال . 1.در مورد ایراداتی که به بعضی از مطالب منقول از مولانا نوشته ای و خواهی نوشت ، بقول یکی از بزرگان :" مگر ما قسم خورده ایم که هرچه در کتب عرفا نوشته شده یا از قول آنان نقل شده صد در صد درست است و بی کم و کاست نقل شده" که شما اینقدر اصرار بر پیدا کردن نکات ریزی دارید که بقول شما اشتباه باشد . پس اگر چنین است این همه احاد یث جعلی که در بین اخبار و روایات پیدا میشود و در حتی کتب علمای بزرگ اسلام رخنه کرده چه چیزی را نشان میدهد . با این طرز فکر شما یا باید بگوییم چون این حدیث جعلی در کتاب فلان عالم اسلامی ثبت شده درست است یا اینکه بگوییم مولف از جعلی بودن آن خبر داشته و مقصر اصلی مولف است . ( که البته هیچکدام از این برداشتها درست نیست ). 2.در مورد اشعاری که از مولانا نقل کرده و بعنوان شاهد بر مدعای خود آورده ای باید بگویم در مورد شعر نمی توان به کسی ایراد گرفت که چرا مطالب اشعار شما کاملآ مطابق واقعیت نیست ؛ چون شاعر ممکن است گاهی اوقات برای جذاب کردن شعر خود کمی در مطالب اغراق نماید و این موضوع دور از انتظار افراد نیست مثلآ وقتی جناب حافظ میفرماید : " به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را " آیا ایشان واقعآ سند مالکیت این دو شهر را بنام معشوق خود میکرد یا اینکه منظورش نشان دادن میزان عشق و علاقه خود به وی بوده ؟ پس به شما توصیه میکنم در نوشته های خود دقت بیشتری کنید تا مورد تنفر افرادی که به بزرگان عرفان این کشور علاقه مند هستند قرار نگیرید . در ضمن اینقدر سطحی و کوتاه نظر به مطالب عرفانی نگاه نکنید و سعی کنید معنای آنرا از اهل آن بپرسید. هو یا علی
+ نوشته شده در دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 0:33  توسط صوفی
|
![]()
+ نوشته شده در جمعه 25 اسفند1385ساعت 23:13  توسط صوفی
|
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 23:19  توسط صوفی
|
تقدیم به فقرای عزیز
+ نوشته شده در دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 23:9  توسط صوفی
|
هو
۱۲۱ در پي امر اخير حضرت مولانا حاج دكتر نور علي تابنده مجذوب عليشاه روحي وجسمي لتراب مقدمه الفداه در بيانيه اخيرشان مبني بر افزايش جنبشهاي اسلام ستيزي كه در داخل اسلام با سلاح تعصب و عرفان ستيزي و در خارج از اسلام با سلاح حذف معنويت اسلام و نشان دادن اسلام به عنوان دين جنگ طلب اين حقير فقير لازم ديدم نظريه برخي از علماي بزرگ اسلام را در خصوص اصالت مكتب تصوف به عرض برسانم
لازم به ذكر است استفاده از كلام اين عزيزان دال بر افتخار به اين بزرگواران نيست و صرفا از آن جهت كه عقل ظاهر بين مردم بيش از بصيرت باطنيشان فعال است به ذكر اقوال علماي علوم ظاهري كه در نزد عوام شناخته شده اند پرداخته شده است
علامه مجلسي : اصحاب صفه كه فرقه ي اول از درويشانند اين مسلك ( مسلك فقر و درويشي ) را داشته اند مثل سلمان و اباذر و عمار و... كه آيه شريفه ي 28 از سوره مباركه كهف در شانشان نازل گرديد
خواجه نصير طوسي : اگر كسي خواهد كه از اين مقام ترقي كند بايد كه رياضات شاقه بكشد و نفس اماره را محبوس گرداند تا از تخيلات واهيه رسته و خدا در رحمت بروي او بگشايد ... اما اين قبايي است كه ندوخته اند بر قد و قامت هر صاحب قدي بلكه افاضل خدايتعالي است
ملا سيد حيدر آملي : شيعه اي كه صوفي نباشد شيعه نيست و صوفي كه شيعه نباشد صوفي نيست . تصوف طريقه ي مرتضوي است و تصوف و تشيع يك معنا دارند و اين مخالفت ها از عين ناداني و نقصان عقل ايشان است
شيخ ابن جمهور لحساوي : ايشان تاليفي به نام غوالي اللئالي دارند و در آن در تاييد صوفيه و تمجيد از اين طايفه آيات متعدد و احاديث معتبري را ذكر و ابراز ارادت به اين بزرگان اين مسلك مينمايند
امير نور الله : تصوف طريقه ي شيعه است بلكه عين تشيع است علامه مطهري : اهل عرفان هرگاه به عنوان فرهنگي ياد شوند با عنوان عرفا و هرگاه به عنوان اجتماعي ياد شوند با عنوان صوفيه ياد مي شوند و مسئله ضديت عرفا با اسلام از طرف افرادي مطرح شده كه غرض خاص داشته اند . يا با اسلام يا با عرفان . ( آشنايي با علوم انساني ص 186 و 3
علامه مطهري : احتياج به مرشد و مربي جهت درمان بيماري هاي جان و فكر و سازندگي انسان تنها در ميان متصوفه رسميت يافته است كه در اين مورد مي توان به رساله ولايت نامه ملا سلطانعلي ( قطب 37 ام از سلسله جليله گنابادي ) و كتاب بستان السياحه ملا زين العابدين شيرواني كه به يك واسطه از مشايخ ملا سلطانعلي است رجوع كرد . ( جلوه هاي معلمي استاد ص 24
امام خميني : دو بيت زير از ديوان امام انتخاب شده اند دست آن شيخ ببوسيد كه تكفيرم كرد محتسب را بنوازيد كه زنجيرم كرد دل درويش به دست آر كه از سر الست پرده برداشته آگاه ز تقديرم كرد امام خميني همچنين با اضافه كردن لقب سلطان الفقرا به ابتداي نام مبارك حضرت رضا عليشاه در امان نامه دادگاه انقلاب ارادت خود را نصبت به بزرگان عرفان ابراز ميدارد وآنان را نه سلاطين عالم ظاهر كه سلاطين عالم جان ميداند در وصيت خود به فرزندش صراحتا او را از هر گونه اهانت به اهل سلوك و ذكر كه همانا صوفيه باشند منع مينمايد
براي بررسي رجوع شود به كتاب جامعه شناسي نظري اسلام تاليف استاد دكتر ح . ا . تنهايي خدايا هر كه را خواهي بر اندازي با درويشانش در انداز ......
يا علي مدد
+ نوشته شده در جمعه 4 اسفند1385ساعت 2:24  توسط صوفی
|
هو121 با سلام خدمت دوستان خداوند در قرآن مجید فرمود ه : وای بر هر عیب جوی طعنه زن آیا به نظر شما این موضوع منحصر به زمان نزول قرآن بوده و بس یا اینکه منظور این بوده که مسلمانان را کلآ از عیب جویی دور کند (حتی عیب جویی کردن از غیر مسلمان ) پس چرا کسانیکه ادعای مسلمانی و شیعه بودن دارند بجای خود سازی و توجه به اعمال خود فقط در حال تجسس در امور دیگران هستند و از آن بدتر افرادی پیدامی شوند که قصد تفرقه افکنی و ایجاد آشوب بین مسلمین را دارند و به ظاهر شعار اسلام خواهی می دهند . نمونه بارز این افراد ، نویسنده وبلاگ منحرف و تفرقه افکن " خرقه " است که در یکی از مطالب خود به قصد در گیر نمودن سلسله نعمت اللهی با جمهوری اسلامی دست به اعمال شیطنت آمیزی زده ؛ ازجمله اینکه نوشته : لذا جدیدا قطب این فرقه در سخنرانی خود جمهوری اسلامی را تهدید به درگیری نموده است در این مورد باید به چند نکته توجه داشت : 1. اینکه تا کنون هیچکدام از اقطاب و بزرگان این سلسله بر خلاف قوانین مملکت و حکومت کشور سخن نگفته اند و همیشه دستور به رعایت قوانین مملکت و صلح جویی داده اند . 2.اگر فقرای این سلسله با حکومت میانه خوبی نداشتند اینهمه شهید و جانباز جنگ در بین آنها نبود. 3.این افراد که در مقابله با سخنان جانبخش و عارفانه بزرگان سلسله نمی توانند پاسخی داشته باشند متوسل به جو سازی میشوند و گرنه سخنان معروف حضرت آقای مجذوبعلیشاه (ارواحنافداه) در مورد دخالت در سیاست از طرف فقرا بگوش همگان رسیده . ایشان فرموده اند : درویشی با سیاست کاری ندارد ، ولی درویش آزاد است که هر روش سیاسی را می خواهد انتخاب کند . آیا اگر ایشان قصد سیاسی کردن موضوعات ویا مقابله با حکومت جمهوری اسلامی را داشت به پیروان خود چنین آزادی عملی را میدادند ؟ 4.مگر افرادی که در ماجرای تخریب حسینیه شریعت قم دست داشتند از طرف حکومت اسلامی دست به این عمل زشت زدند ؟ افرادی که این عمل را انجام دادند کسانی بودند که قصد تفرقه افکنی بین مسلمانان و در گیر کردن این سلسله با جمهوری اسلامی را داشتند .آنها کسانی بودند که همتایان آنان در عراق حرم امامان عسکری (ع) را تخریب کردند تا به اهداف خود برسند . البته در ماجرای قم این افراد به هدف خود نرسیدند و احکام دادگاههای اخیر نشان داد که هیچگونه تضادی بین فقرای این سلسله و حکومت کشور وجود ندارد و اینگونه مطالب توهین آمیز از سوی کسانی در وبلاگها نوشته شده که بخاطر ضعف در استدلال خود بر علیه صوفیه دست به تفرقه افکنی بین مسلمین میزنند تا شاید بتوانند درگیری ایجاد نموده و خودشان نفعی ببرند . هویا علی
+ نوشته شده در جمعه 4 اسفند1385ساعت 1:40  توسط صوفی
|
|
|