هو
121
با درود خدمت دوستان عزیز اخیرآ یکی از وبلاگهای منحرف و تفرقه افکن ، به بهانه اینکه می خواهد از اسلام و شیعه طرفداری کند ، آب به آسیاب دشمن ریخته و بر علیه شیعیان واقعی یعنی صوفیه اثنی عشری شعار می دهد و در این راه حتی از توهین به عارفانی بزرگ که از مفاخر بشریت هستند فرو گذار نمیکند . این وبلاگ قلم بمزد که در راه نابودی فرهنگ ایرانی و عرفانی کشورمان می کوشد در آخرین نوشته خود ادعا کرده که شیخ عطار ، این عارف نامی که پیشرو مولانا نیز بوده ، شیعه نبوده است . توضیحآ بعرض دوستان میرسانم : اولآ شیعه بودن امثال شیخ عطار و حضرت مولانا چیزی نیست که نیاز به اثبات ما و یا قبول کردن شما داشته باشد ؛ چراکه کسی که می خواهد چیزی را یا شخصی را معرفی کند باید بطور کامل اورا درک کرده و بر او محیط باشد تا بتواند تعریف کاملی از او بدست دهند . پس چطور میتوانید ادعا کنید که شما که حتی پشت پای خود را نمی توانید ببینید ، می توانید این بزرگان را که هر کدام دنیایی معرفت بودند نقد کنید و به آنها ایراد بگیرید . ثانیآ شما که دم از اتحاد می زنید چرا اینقدر بین مسلمانان تفرقه می اندازید و اهل سنت را که در اسلام با ما برادر هستند را با الفاظی ناپسند نام میبرید ؛ که هم باعث توهین به برادر دینی شده و گناه محسوب می شود و هم باعث جری شدن بعضی از آنان در توهین به ائمه اطهار میشود که حتمآ شما که باعث این عمل شده اید در گناه آن شریک هستید . اصلآ شما که خود را را شیعه مینامید چه خدمتی در راه اسلام کرده اید که باعث جذب مذاهب دیگر مسلمان به مذهب شیعه شود . اگر قرار است شیعه مانند شما عمل کند ، خوشا به حال اهل سنت که مرتکب چنین گناهانی به نام دین و مذهب نمی شوند . در ضمن شما که از همه ایراد میگیرید ، اگر می توانید بطور منطقی پاسخ این نقدها را بدهید که در مورد شما وجود دارد : 1. ظلم به تن در مراسم عزاداری محرم، که از امور حرام است که همه مجتهدین به آن اذعان دارند . ( در مقاله ای قبلآ در همین وبلاگ شرح داده شده ) 2. شیوع استفاده از تریاک در بین کسانی که ادعای روحانی بودن میکنند ؛ در حالیکه طبق آیات و روایات متواتر و فتوای مجتهدین راستین اسلام ، تریاک و مواد مخدر مصداق خمر و میسر است که در قرآن مجید صریحآ تحریم شده است .( برای اطلاع بیشتر به کتاب ذوالفقار مراجعه شود ) 3. آیا حقی را که امام (ع) بر مسلمانان بخشیده باید بعضی روحانی نمایان از مردم مطالبه کنند و از راه سهم امام امرار معاش کنند و به جای کسب حلال تسمه از گرده مردم بینوا بکشند ؟ 4.چرا هنگامیکه دریافت پول برای انجام امور مذهبی در اسلام ممنوع است لیستهای حقوق برای امامان جماعت بابت خواندن نماز تهیه میشود ؟ چرا برای مراسم نوحه خوانی بعضی افراد در ایام دهه محرم مبالغ میلیون تومانی پرداخت می شود ؟ مگر این پولها در اسلام مشکوک ویا حرام نیست ؟ 5.چرا برای تحمیق مردم به خرافات دامن میزنید و در مقابل عوامل آن ایستادگی نمی کنید مانند : وجود مکانی بنام زینبیه در اصفهان که به دروغ مزار حضرت زینب(س) نامیده میشود و یا خرافاتی در مورد چاههایی که در جمکران حفر شده و اشاعه این فکر که نامه ای که به این چاهها انداخته شود بدست امام زمان (عج ) میرسد .که این عمل جز توهین به امام (ع) چیز دیگری نیست . و بسیاری از این موارد که اگر بخواهیم گناهان و ظلمهای موجود در اعمال امثال این مدعیان دینداری را بشماریم ، مثنوی هفتاد من کاغذ شود . در اینجا بار دیگر به این افراد هشدار می دهم کاری نکنند که دل صاحب شریعت، که شما ادعای آنرا دارید از شما برنجد و باعث فلاکت شما در دو جهان شود . در پایان به این افراد توصیه میکنم بجای ادعای بیجاو تجسس در امور دیگران ، به اعمال نادرست خود رسیدگی کنند و آنرا اصلاح کنند و بقول شاعر : من هرآنچه را گویی هستم آیا تو هرآنچه مینمایی هستی هو یاعلی
+ نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 20:28  توسط صوفی
|
+ نوشته شده در یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 23:58  توسط صوفی
|
هو
یاعلی با سلام خدمت دوستان خدایا تو را شکر که دشمنان مارا از احمقان قرار دادی . در وبلاگ منحرف " خرقه " مطلبی دیدم که در قسمتی از آن چنین نوشته : اما بسیاری ازجوانان صوفی واقعا نمیدانند این چه معنا وثمره ای دارد اگر نه آنرا ترک می کردند.ورهبران آنها برای اینکه مردم به آنها بخاطر این اعتقاد انحرافی اشکال نکنند از شعار هو یا علی به هو ۱۲۱ تغییر موضع دادند. شعار گنابادیها هو۱۲۱ وبسیاری ازنعمت اللهی ها هو ۱۱۰ است. امیدوارم بدون تعصب این کار ناپسند را ترک کنند واول نوشته هایشان بنا بر نظر قران وسنت پیامبر بسم الله بیاورند. در مورد این نوشته گفتن چند مورد ضروری است : 1. این نوع متن ها نشان از درک ناقص نویسنده از اوضاع جامعه دارد . چون این افراد فکر می کنند در دنیای امروز هنوز افرادی هستند که حتی با حروف ابجد آشنا نباشند و نیاز به ترجمه اعداد توسط این شیادان باشند 2. اینان فکر میکنند در تصوف اعمال و عقاید بصورت تقلید کورکورانه ( چنانکه خود آنان اجرا می کنند )وجود دارد . در تصوف به جای آنکه فرد مجبور به تبعیت کور کورانه از کسی بشود ، به او تعلیم داده می شود که مطالب را با کیمیا سنجی که در اختیار دارد ، که همان قلب عارف است بسنجد و برای هر مساله کوچکی محتاج قیم نباشند تا بجای آنان تصمیم بگیرد . 3. در مورد کلمه " یا علی " بعد از نام خداوند آیا این امر مشکلی در اعتقادات یک شیعه بوجود می آورد که شما فریاد وا اسلاما برداشته اید . مگر شما ادعای شیعه بودن ندارید ؟ پس چرا نگاهی به نهج البلاغه نمی اندازید آنجا که حضرت فرمود : انا الاول انا الآخر انا الظاهر انا الباطن آیا این کلمات به نظر شما کفر آمیز است ؟ مگر صفاتی که حضرت برای خود بیان فرموده از صفات الهی نیستند ؟ آیا نعوذ بالله ایشان در مورد خود غلو کرده اند ؟ شما تا کی می خواهید با این عوام فریبی ها خلق الله را از مسیر حق منحرف کنید ؟ 4. اگر صوفیه در جایی کلمه بسم الله و یا علی را در نوشتجات بکار نمی برند بخاطر احترامی است که نسبت به اسم خداوند و ولی الله قائل هستند ، نه بخاطر بی اعتقادی به این کلمات . شما هم بهتر است بجای اینکه به تجسس در عقاید دیگران بپردازید از خدا بخواهید راه خود را به شما نشان دهد و اینقدر در لفظ نمانید بلکه به معنا فکر کنید و بقول شاعر : دام تزویر مکن چون دگران قرآن را 5. همه فقرا ی این سلسله معنای هو و معنای 121 را می دانند و نیازی به کشفیات امثال شما ندارند . شما بهتر است بجای این کارها انرژی و وقت خود را صرف از بین بردن خرافاتی کنید که امثال شما در دین اسلام وارد کرده اند که نمونه هایی از آن را در ابتدای ماه محرم در مطلبی نوشته ام که در وبلاگ موجود است . 6. اگر فکر میکنی با این حرفها میتوانید افراد را از این راه دور کنید ، واقعآ در اشتباهید چون دوستی اولیا الله در بین صوفیه با شیر اندرون شد و با جان به در رود . پس: برو این دام بر مرغی دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه هو یا علی مدد
+ نوشته شده در جمعه 20 بهمن1385ساعت 3:30  توسط صوفی
|
هر لحظه به شکلی بــــت عیـار برآمد دل برد و نهان شد هر دم به لباس دگــــــــر آن یـاربرآمد گه پیر و جوان شد گاهی به دل طـــیــنت صلصـال فرو رفت غواص معانی گاهی ز دل کـــــهـــگـــــل فــخار برآمد ازآن به جنان شد منـــــــــــسوخ چه باشد چه تنـاسخ به حقیقت آن دلبر زیبا شمشیر شد و از کــــــــــــــف کرا ربر امد قتال زمان شد می گشــت دمــــــــی چند بر روی زمین او از بهر تفرج عیــــــــسی شد و بر گنبد دواربرآمد تــــــــــــسبیح کنان شد گه نوح شدو کرد جهانی به دعــا غرق خود رفت به کشتی گه گشت خلیل وزدل نار برآمد آتــــــــــــش گل از آن شد یوسف شد واز مصر فرستاد نعیمی روشـــــــــــن گر عالم حقا که هم او بود کـــــــه میکرد شــــــبانی اندر ید بیضا گه چوب شــــد و بر صفت مار بر آمد زان بحر کفان شد صالح شـــد و دعوت زآن کرد به خلقان او بهر صلاحی ناقه شــــــــــده و از دل کهسار بر آمد فی الحال عیان شد آن عقل که فـاضل شـــــد و کامل شدوعاقل ناگاه چوپیری خوش مست شد و بر سر کهسار بر آمد برتر ز جوان شد ایوب شـد و صبرهــمی کرد ز کرمان خود درد و دوا شد از خـانه دل نعره زنهار بر امد جــــــــسمش همه جان شد یونـــس شد و در بطن سمک بود به دریا از بهر طهارت موســـــــی شد و خواهنده دیدار بر امد بر طور روان شد عیسی شـــــد و در مهد همی داد گواهی زآن روح مقدس ازمعجزه او نـــــــخل پراز بار برآمد زآن روح روان شد مسجود ملائک شـــد و لشکر کش ارواح زآن روح مقدس شیطان ز حسـد بر ســــــــر انکار بر آمد مردود زمان شد چوبی بتراشید بـرو بـــــــــــــست دوصد تار قانونی عالم صد ناله زار از دل هر تــار بــــــــــــر آمد فریاد کنان شد بالله که هم او بود که می آمـــد و میــرفت هرقرن که دیدی تا عاقبت آن شکل عرب وار بـــر آمــــــد دارای جهان شد حــقا که هم او بود که میگفت انـــــــالحق در صوت الهی منــــــــصور نبود او که بر آن دار بر امد نادان بگمان شد این دم نه پنـــــــــــــهان ببین گر تو بصیری از دیده باطن این است کزو این همــــــــــه گفتار برآمد در دیده بیان شد رومی سخن کفر نگفــــــــته است و نگوید منکر نشویدش کافر شده آن کس که به انـــــــکار بر آمد از دوزخیان شد تبریز هم اوبود هم شمـــــــــــــــس مـعانی در گلشن انوار او بود که در جوشش اسرار بر آمـــــد در عشق نشان شد
+ نوشته شده در جمعه 20 بهمن1385ساعت 1:26  توسط صوفی
|
هو 121 امشب در حسینیه امیر سلیمانی ، بخشی از فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه در مورد مراتب گذشت از دیگران بود که خلاصه ای از آن در زیر نقل می شود : گذشت از دیگران بر طبق آیه قرآن کریم سه مرتبه دارد که عبارتند از : 1.کاظمین الغیظ : به معنای فرو بردن خشم در برابر کسی است که به شما بدی کرده است 2. عافین عن الناس : به معنای بخشایش بدی که دیگران به شما نموده اند است 3. والله یحب المحسنین : اشاره به این دارد که خداوند کسانی را که احسان می کنند و بدی دیگران را با خوبی پاسخ می دهند دوست می دارد . مرحله سوم نهایت گذشت از دیگران را نشان می دهد که کار هر کسی نیست و ما امیدواریم بتوانیم به این دستورات عمل کنیم . در پایان با آرزوی سلامت برای آن حضرت و همه مریدانش از همگی التماس دعا دارم.
+ نوشته شده در جمعه 20 بهمن1385ساعت 1:4  توسط صوفی
|
هو
۱۲۱ با سلام خدمت فقرای عزیز سعادتی بود تا در تاسوعا و عاشورای حسینی به مزار سلطانی بیدخت مشرف شوم و از طرف شما نایب الزیاره باشم عکسی از مزار حاج بی بی تهیه کرده ام که تقدیم می شود : (التماس دعا)
+ نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن1385ساعت 23:31  توسط صوفی
|
همدان – مأموران اداره اطلاعات همدان بدون حكم قضائي در روز اول بهمن 1385 به زور وارد منزل حميد ظفرپور از دراويش نعمت اللهي گنابادي در همدان شده و كتب عرفاني و كامپيوتر و عكسهاي روي ديوار و سي دي هاي موجود در منزل وي را با خود برده و برگرداندن آنها را منوط به مراجعه وي به ستاد خبري اطلاعات همدان نمودند. هنگام حمله مأموران ظفرپور در منزل نبوده و مأموران وقتي زن و دو فرزند وي تنها در منزل بودهاند وارد منزل وي شدهاند. مأموران مذكور حكم قضائي نداشتهاند و با مراجعه ظفرپور به مراجع قضائي و پيگيري موضوع معلوم شده كه حكمي از طرف مراجع قضائي براي ورود به منزل وي صادر نشده و مأموران خودسرانه به حريم منزل وي تجاوز نموده و وارد شدهاند. ظفرپور در حال پيگيري قضائي و امنيتي اين موضوع از طريق دادگستري همدان و حفاظت اطلاعات وزارت اطلاعات ميباشد تا با مأموران خودسر برخورد كند. اداره اطلاعات همدان افراد متعددي از دراويش همدان را نيز همينگونه غيرقانوني احضار و ارعاب نموده است كه در اين ارتباط ميتوان از غلامرضا كريمي و حسن مقيمي نام برد. افراد اخيرالذكر بشدت با شكنجههاي روحي تحت ارعاب اداره اطلاعات همدان قرار گرفتند و نهايتاً از دستورات مأموران متخلف سرپيچيدند و به احضارهاي غيرقانوني مأموران اهميت نداده و مأموران يخ كرده دست از آنها كشيدند. نكاء- در نكاء نيز در 25 دي ماه 85 عدهاي از مأموران خودسر اطلاعات مازندران به منزل فريدون فيضي زاده و عليرضا اسفندياري دو تن از دراويش گنابادي ساكن شهرستان نکا يورش برده و آنها را بازداشت نموده و به محل نامعلومي منتقل نمودند. مأموران حكم قضائي نداشتند و وقتي دراويش از آنها حكم قضائي مطالبه كردند اسلحه خود را بيرون آورده و با اشاره به آن ابراز داشتند كه اين حكم ماست! روزنامه اعتماد ملي 27 دي 1385 با ذكر اين خبر در صفحه آخر روزنامه به نداشتن حكم مأموران اشاره نموده است. گفتني است اطلاعات مازندران در تمامي شهرهاي اين استان همواره مزاحمتهاي مشابه براي دراويش گنابادي ساكن در اين منطقه فراهم نموده است. كرج- اداره اطلاعات كرج بهرام فردوسي را احضار و وي را ارعاب و تطميع نموده تا براي اداره اطلاعات كرج از دراويش خبرچيني كند. بهرام فردوسي از همكاري با مأموران امتناع نموده و آنها نيز اعلام داشتهاند كه اجازه نخواهند داد كه وي پروانه كسبش را تمديد نمايد. تهران- اداره اطلاعات تهران علي محمد صابري را نيز احضار و او را تحت فشار قرار داده تا با اداره اطلاعات همكاري كند. "انصاري" مأمور اطلاعات كه خود را از كارمندان "صابر" در وزارت اطلاعات معرفي نمود به عليمحمد صابري وعده داده كه اگر با اداره اطلاعات همكاري نمايد كمك مالي زيادي به وي خواهد كرد. گفتني است عليمحمد صابري سابقه طولاني در بسيج و جبهههاي جنگ داشته و به تطميع اداره اطلاعات پاسخ منفي داده است. گفتني است پس از شكست مفتضحانه وزارت اطلاعات در طراحي و انجام پروژه تخريب حسينيه شريعت قم اين وزارت براي كسب بودجه بيشتر دراويش را بعنوان خطري بزرگ براي نظام معرفي نموده و از اين بابت بودجه زيادي دريافت نموده تا صرف پروژههاي اطلاعاتي و كار بر روي دراويش كند. در اين ارتباط تلاش زيادي ميكند تا افراد مختلف از دراويش را تطميع نموده و به خبرچيني وادار نمايد.
+ نوشته شده در شنبه 7 بهمن1385ساعت 23:31  توسط صوفی
|
درحالی که یک سال از برخورد با دراویش گنابادی درقم می گذرد، انتشار بیانیه ای که درآن دراویش نعمت اللهی به دشمنی با نظام جمهوری اسامی محکوم شده اند، ظن وگمان های مربوط به احتمال برخورد مشابهی با پیروان این تفکر را افزایش داده است. دربرخورد سال گذشته با دروایش علاوه برتخریب حسینیه آنها صدها نفرازهواداران انها مجروح وبیش از پنجاه تن ازآنان نیز دستگیر شدند. دربیانیه ای که چندي است در استان تهران منتشر شده ، این فرقه به "انتشار مطالب خلاف واقع وتبلیغ عقاید انحرافی" متهم شده است. این بیانیه با هدف قراردادن يوسف مرداني نماینده قطب این فرقه در شهرستان کرج، تلویحا افراد این گروه را ملحد معرفی کرده است. دراین نامه پانزده صفحه ای، با درهم آمیزی سخنانی ازشخصیت های شناخته شده مذهبی وادبی تلاش شده است که عقاید این گروه به عنوان یک گروه مرتد نمایانده شود. درقسمتی ازاین نوشته با اشاره به تاریخ فرقه نعمت اللهی گنابادی آمده است. درادامه با اشاره به نورعلی تابنده به عنوان قطب این فرقه از او به عنوان مخالف سرسخت نظامی جمهوری اسلامی یاد شده است. نویسنده نامه یاد شده حتي با اشاره به برخی ازاشعار آیت الله خمینی تلاش کرده است که وی را مخالف صوفی وصوفی گری نشان دهد. درمهر ماه گذشته فرمانداری شهرستان گناباد در شرق ايران از نورعلی تابنده، قطب دراویش نعمت اللهی که مرکزيت آن همواره در گناباد بوده خواست اين شهرستان را ترک گويد. نورعلی تابنده، بزرگ سلسله دراويش نعمت اللهی گنابادی در تهران سکونت دارد، اما بنابر عادت ساليانه، ماه رمضان را در شهرک بيدخت در نزديکی گناباد می گذراند. فرمانداری گناباد به او اعلام کرد که تا ساعت هشت سه شنبه شب هيجدهم مهر (دهم اکتبر) اين شهرستان را ترک گويد. اما امتناع وی ازاین کار، باعث محاصره خانه وی شد که پس ازمذاکراتی نیروهای فرمانداری منزل وی را ترک کردند. نویسنده نامه پس از نقد توهين آميز عقاید صوفیان، چنین فرقه هایی را با منافع کشورهای خارجی مرتبط دانسته و آنان را به "شکستن صفوف متحد مسلمانان" متهم کرده است. نویسنده با یادآوری حادثه برخورد با دروایش درقم درسال گذشته این افراد به برخورد بانظام جمهوری اسلامی متهم شده اند: "حضور این همه آدم چماق به دست درقم چه معنایی داشت وتوسط چه کسانی ازشهرهای مختلف کشور جهت درگیری با مردم انقلابی به قم اورده شدند؟ چراپس ازدوروز تحصن درخیابان صفاییه قم ومسدود نمودن پیاده روها حاضر به همکاری با نیروی انتظامی ومردم معترض نشدند؟" اشاره فراز فوق، به حمله اي است که طي آن حسينيه دراويش نعمت اللهی گنابادی در شهر قم تخريب و به آتش کشيده شد و1500 تن از اين دراويش بازداشت، 300 تن بازداشت 52 تن از آنان به جرم "اخلال در نظم عمومی و سرکشی از دستور پليس" به شلاق و حبس تعزيری و پرداخت جريمه نقدی محکوم شدند شدند و گفته شد یکی از مجروحان به علت شدت جراحات وارده درگذشت. حتی دو تن از وکيلانی که دفاع از دراويش گنابادی را در دادگاه به عهده گرفتند تحت پيگرد قضائی قرار گرفتند و به حبس، جريمه نقدی و پنج سال محروميت از شغل وکالت محکوم شدند. برخورد نيروهای امنيتی و انتظامی ايران با دراويش گنابادی و تخريب حسينيه آنان مورد اعتراض آيت الله منتظری از مراجع مذهبی قم و بلندپايه ترين روحانی منتقد حکومت ايران نيز قرار گرفت. دراین میان مهدی کروبی به این برخورد ها اعتراض کرد واز مراجع مذهبی درقم درخواست کرد که نسبت به این برخورد خشونت آمیز واکنش نشان دهند. درنامه ای که علیه دراویش نعمت اللهی منتشر شده است نورعلی تابنده در معرض اتهام هاي گوناگون قرار گرفته که طی ماه های گذشته برای خروج ازمرکز تاریخی دروایش تحت فشار قرارداشته است. او کتابهایی متعدد درزمینه عرفان دارد و تحصیلات عالی حقوق دارد. چند ماه پس از برخورد با دروایش، کمیته بررسی کننده ماجرای تخریب حسینیه دراویش گنابادی در قم، حمله به این حسینیه را ناشی از ارائه اطلاعات غلط به مسئولان، علما و مراجع تقليد دانست. کمیته بررسی کننده ماجرای تخریب حسینیه دراویش گنابادی قم در گزارشی به مسئولان اعلام کرد که دراویش گنابادی یکی از فرق همراه با اسلام و تشیع و انقلاب بوده و از جانب آنان هیچ خطری متوجه جامعه شیعی نیست. بر اساس گزارشهای دریافتی، کمیته بررسی کننده این ماجرا که در آن افرادی از وزارت اطلاعات، وزارت کشور، نیروی انتظامی و نیروی مقاومت بسیج حضور داشتند، اعلام کرد که اختلاف بر سر مالکيت حسینیه دراویش گنابادی قم، یک امر کوچک شهری بود و می توانست به وسیله شهرداری و اوقاف و مالک آن (شریعت) حل و فصل شود ولی با دخالت برخی نهادها و افراد غیرمسئول در این ماجرا، یک پدیده محلی به یک ماجرای امنیتی و ملی تبدیل شد. در این گزارش، دراویش گنابادی قم از اتهاماتی که در روزهای اول پس از تخریب حسینیه آنان در برخی مطبوعات و سایت هاي اقتدارگرا در زمینه فاسد الاخلاق بودن این دراویش و وجود مشروبات الکلی در حسینیه و ... منتشر شده بود مبری دانسته شدند. گزارش کميته تحقيق اذعان داشت این افراد از مقلدان یکی از مراجع شناخته شده قم بوده و در میان آنان، وابستگان به خانواده شهدا نیز دیده می شوند و اتهامات وارده به آنان فاقد مبنا و دلیل بوده است. ////با تشکر از مدیریت محترم وبلاگ خورشید حق که این مطلب را در اختیار ما گذاشته اند ////
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 0:19  توسط صوفی
|
هو 121 با سلام خدمت دوستان عزیز در این روزها که به شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران با وفایش نزدیک می شویم شعر زیر را ، از اشعار مولانا به حضرت ابوالفضل ( قمر بنی هاشم ) تقدیم می کنم : من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت سر بنجبان که بلی جز که به سر هیچ مگو قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو گفتم ای دل چه مه ست این دل اشارت می کرد که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است گفت این غیر فرشته ست و بشر هیچ مگو گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو ای نشسته تو در این خانه پر نقش و خیال خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
هو یا علی مدد
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 23:7  توسط صوفی
|
امشب زغمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت باور نکنی خیال خود را بفرست تا در نگری که بی تو چون خواهم خفت
حلول ماه محرم بر عاشقان واقعی مولا و اهل بیت (ع) تسلیت باد
+ نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 0:22  توسط صوفی
|
|
|