|
هو 121 نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر هرآنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر در آستانه فرا رسیدن ماه محرم جهت اطلاع دوستان به عرض میرساند : افرادی که در وبلاگهای ظاهرآ مذهبی ولی در اصل ضد مذهبی خود در مورد صوفیه نظراتی می دهند که هیچ پایه و اساسی ندارد از جمله اینکه این سلسله را پیرو خرافات می خوانند ؛ باید در این ماه بخوبی چشم و گوش خود را باز کنند و خرافات واقعی را که خودشان پیرو آن هستند و انحرافاتی را که در دین خدا بوجود آورده اند ببینند . از جمله این خرافات و انحرافات به چند مورد اشاره می کنیم : 1.قمه زنی که در مراسم به اصطلاح عزاداری در این ماه انجام می شود.)نمونه آن در فلکه اول دولت 2.برداشتن علامتهای سنگین آهنی که جز ضرر برای جسم و حتی خطر مرگ برای افراد در اثر برداشتن آن چیزی به همراه ندارد . البته تفاخر به علامتهای بزرگتر در این مراسم انسان را به یاد بتهای دوران جاهلیت می اندازد ، که در اسلام چنین رفتاری منع شده و بر داشتن علامت هیچ ریشه دینی ندارد . 3.زنجیر زنی و حتی تیغ زنی که با نصب تیغ در داخل زنجیر ها انجام می شود . که این مورد و مورد قبل هردو مصداق ظلم به تن است که از نظر اسلام و ائمه معصومین (ع )مذموم است و گناه محسوب می شود . مگر در اسلام کسی که بر روی تن خود حتی یک سوزن خال کوبی زده باشد از امامت جماعت به خاطر ظلم به تن محروم نمی شود ؟ پس چطور می توان این اعمال را توجیه کرد ؟ 4. بکار بردن الفاظی که در شان ائمه (ع) نیست و نسبت دادن داستانهایی کذب که باعث بی احترامی به این بزرگان می شود ، فقط بخاطر گرم کردن مجلس باصطلاح عزاداری بدون توجه به اینکه بی ادبی در مورد پیامبر و اولاد او ، بی ادبی به حضرت حق میباشد . مگر نه اینکه می گوییم حضرت حسین (ع) ثار الله اعظم است ، پس چطور می توانید چنین گستاخانه به وجود مبارک ایشان اهانت کنید ؟ 5. در یافت مبالغ بسیار سنگین از طرف مثلآ مداحان و واعظانی که در این مراسم شرکت می کنند ( البته در قبال گرفتن گر یه آن هم بدون معرفت از حضار در اثر نسبت دادن مطالب توهین آمیز به امام (ع )و اهل بیت ایشان) . آیا این پولها جزو پولهای شبه دار نیست ؟ 6. به راه افتادن عده ای دختران و پسران بیکار بدنبال هیئت های سینه زنی به بهانه همراهی عزاداران و البته برای رسیدن به مقصود خودشان به نحوی که وقتی به این افراد نگاه می کنیم ، آنان را برای هر کاری بجز عزاداری حضرت ابا عبدالله لایق و آماده می بینیم . و بسیاری دیگر از این موارد که اگر بخواهیم شرح دهیم ، مثنوی هفتاد من کاغذ شود . همه این امور بعلت این است که در بین آنان معنویت و عرفان وجود ندارد و کم کم ارزشهای مادی در اعتقادات افراد رسوخ کرده و همه اعمال آنان جهت خود نمایی و ریا انجام می شود . در چنین احوالی اگر کسی از عرفان و تصوف که چیزی جز توجه به باطن امور نیست سخن بگوید به او تهمت کفر و ارتداد وارد می کنند تا مبادا کسی به سخن حق گوش دهد . این افراد واقعآ مصداق " یصدون عن سبیل الله " هستند که نه خودشان به راه حق می روند و نه می گذارند کسی به این راه برود . در اینجا به وبلاگ نویسانی که بر علیه صوفیه اثنی عشری مطلب می نویسند توصیه می کنم ابتدا در مواردی که ذکر شد و مشتی از خروار بود ، بطور بی طرفانه تفکر کنند و ایرادات خود را بر طرف کنند و سپس در کار دیگران از جمله درویشهای گنابادی تجسس کنند و به قول حضرت عیسی (ع)ابتدا چوبی را که در چشم خودتان است بیرون بیاورید تا بتوانید کاه را در چشم برادر خود ببینید و آنرا خارج کنید . یا بقول شاعر : عیب کسان منگر و احسان خویش دیده فرو بر به گریبان خویش در پایان امیدوارم این افراد عیب جوی طعنه زن به خود بیاییند و در این ماه عزیز توبه کنند و بجای تفرقه افکنی در بین مسلمانان ، به فکر استفاده از مواهب عرفانی این ماه باشند . تاسخنی دیگر هو یا علی مدد
+ نوشته شده در جمعه 29 دی1385ساعت 4:51  توسط صوفی
|
توبه کردم که دگر می نخورم وقت سحر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 دی1385ساعت 8:41  توسط صوفی
|
هو 121 در پاسخ به وبلاگ منحرف خرقه که غلو و امثال این مطالب را به پیروان سلسله رضویه سلطانعلیشاهی گنابادی نسبت داده فقط برای نمونه و مشتی از خروارها مطالب غلو آمیز و بلکه کفر آمیز که از طرف افرادی مانند همین وبلاگ نویسان منتشر و تبلیغ می شود در زیر طرح قالب یکی از این وبلاگها برای بینندگان عزیز آورده شد ه تا افرادی که عقلی سلیم دارند و نظرات خود را می توانند به دور از هر گونه تعصب و بکار بردن الفاظ زشت بیان کنند ، نظر خود را بنویسند تا مورد قضاوت عمومی قرار گیرد
که آیا این مطالب غلو و کفر آمیز است یا مطالبی که صوفیه در وصف پیر و مراد خود می گویند . در ضمن برای دیدن جزئیات عکس فوق به آدرس زیر مراجعه فر مایید
+ نوشته شده در سه شنبه 26 دی1385ساعت 21:39  توسط صوفی
|
هو 121 با سلام همچنان که میدانید مدتی است افرادی معلوم الحال و قلم به مزد سعی در تخریب چهره عرفان و عرفای ایران زمین را دارند ؛ بعنوان مثال این افراد در تلاشهای بی فایده خود سعی در ترور شخصیتی افرادی همچون حضرت مولانا جلال الدین بلخی و عطار و حافظ می کنند . اینان در این راه از هیچ کاری فرو گذار نمی کنند مانند ساختن وبلاگهای زنجیره ای که هر چندتای آنها را یک نفر مدیریت می کند و نویسنده و نظردهنده موافق آن همگی یک نفر است . البته این وبلاگها محل خوبی برای پی بردن به افکار بیمار گونه نویسندگان آن میباشد ، چرا که استدلالها و حجت هایی که می آورند واقعآ خنده دار است . مثلا یکی از آنها حدیث جعلی را به حضرت امام رضا (ع) نسبت داده که در رد صوفیه است ؛ که این خود نشان از درجه نادانی جاعلان این حدیث و امثال آن میباشد ، چرا که همین افراد و استادان آنها در زمانهای نه چندان دور بر علیه ما( صوفیه اثنی عشری )، مردم را به اهانت وا می داشتند و تهمت " هشت امامی" بودن به ما می زدند . حالا چه شده که تهمت های خودشان را نیز فراموش کرده اند و اینقدر تعقل ندارند که اگر ما هشت امامی هستیم ، لا اقل امام هشتم در مورد صوفیه نباید چیزی می فرمود . کسی نیست به این افراد بگوید لا اقل به دروغهای خودتان پایبند باشید - پیروی از حقیقت که بماند - . در ضمن مگر ما به عقاید شما کاری داریم که مثلآ امام زمان ( عج) را بجای آنکه در دل پاک مومنین جستجو کنید ، در چاههای جمکران که هر روز هم دارید به تعداد آنها اضافه میکنید جستجو می کنید و بسیاری دیگر از این نمونه ها که انشاالله اگر عمری بود تا حد امکان در این وبلاگ خواهم آورد که هر کدام از دیگری نسبت به خدا و اولیا الله توهین آمیز تر است . شاعر میفرماید : آری من هرآنچه را که گویی هستم آیا تو هرآنچه می نمایی هستی ؟ بقول حضرت آقای رضاعلیشاه ( سلام الله علیه ) شما هرچه می خواهید بر ضد ما بگویید ، سرو کار ما فقط با مولا علی است و بس . در ضمن یکی از این وبلاگهای ورشکسته عکس زیر را از حضرت آقای مجذوبعلیشاه (ارواحنافداه) آورده و نوشته نور الهی را در این عکس نمی بیند . اولآ نور الهی نوری نیست که با چشم حسی دیده شود . ثانیآ هر چشمی لیاقت دیدن نور الهی را ندارد . آیا چشم گناهکار افراد قاتل و جنایتکار لیاقت دیدن حقیقت امور را دارد ؟ حضرت مولا نا( علیه الرحمه) در این مورد میفرماید : چشم حسی گر بدیدی شاه را خود بدیدی گاو و خر الله را در ضمن در این مطلب نامی از وبلاگهای منحرف برده نشد تا باعث تبلیغ منکرات نباشد. یا علی مدد
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 دی1385ساعت 22:46  توسط صوفی
|
این پست هم مخصوص آغا صابر به دو دلیل : اولآ اینکه دست از توهین به اولیا خدا بر نداشته ثانیآ اینکه خیلی دوست داره معروف بشه . ما هم عکس ایشان را و شعری که در وصف این افراد است آورده ایم تا لذت ببرند:
چراغی را که ایزد بر فروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد .
+ نوشته شده در دوشنبه 18 دی1385ساعت 13:50  توسط صوفی
|
هو
121 یا ایها الرسول بلغ ماانزل الیک
عید ظهور ولایت حضرت مولی الموالی علی عالی اعلی ( ع )بر مومنین و عاشقان آن حضرت مبارک باد .
ای دل غمین مباش که مولای ما علیست
+ نوشته شده در یکشنبه 17 دی1385ساعت 20:8  توسط صوفی
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
مدتی است که بینندگان وبلاگ درخواست اطلاعاتی در مورد حال آیت الله کاظمی بروجردی نموده اند؛ لذا مطالب زیر جهت اطلاع این عزیزان درج گردید که البته باعث تاسف است : فرشاد اميرابراهيمی عضو سابق رهبری انصارحزب الله، که افشاگری وی پيرامون محافل قتل های زنجيره ای ضربه بزرگی به فتوادهندگان و مجريان قتل و جنايت حکومتی زد، اطلاعات زير را پيرامون روحانی بازداشت شده" کاظمی بروجردی» منتشر کرده است. بموجب اين اطلاعات، سيد کاظمی بروجردی که چند هفته پيش در تهران بازداشت امنيتی شده و به اوين منتقل شد، به بيمارستان منتقل شده است. اين انتقال يا براثر سکته قلبی وی در زير بازجوئی است و يا براثر اعتصاب غذای اعتراضی. امير ابراهيمی در گزارش خود يادآور می شود که سيد کاظمی بروجردی از بند 209 زندان اوين که در اختيار سپاه و وزارت اطلاعات است به بيمارستان برده شده است. اين نکته را هم بندهای وی به خانواده های خود که با آنها ملاقات داشته اند اطلاع داده اند. محمد حسين کاظمينی بروجردی تا سال 1374 بمدت ده سال امام جماعت مسجد همت آباد تهران بود که بدليل سخنرانی هائی که در مخالفت با دين دولتی می کرد از سوی دادگاه ويژه روحانيت احضار شد و به وی اخطار شد. او به اين اخطار توجه نکرده و به همين دليل بازداشت و برای 6 ماه به زندان توحيد منتقل شد. او ممنوع المنبر از زندان آزاد شد. وی در خانه برای مقلدان خود سخنرانی و از مواضع خود دفاع کرد و به همين دليل در سال 1379 بارديگر بازداشت شد و در جريان همين بازداشت، در زندان اوين سکته کرد. فرشاد ابراهيمی در گزارش خود می افزايد که از جمله کسانی که درجريان باداشت جديد سيد کاظمی بروجردی دستگير شده کيانوش سنجری فعال جنبش دانشجويی و از فعالان سابق حزب الله و روی برگردانده از اين سازمان و تشکل های همسو با حزب الله است، که هنوز پس از چند هفته که از بازداشت مجدد کاظمی بروجردی و هوادارانش می گذرد، از وی نيز خبری نيست. پس از بازداشت آيه الله بروجردی در محافل مذهبی تهران و شهرستانها نامه ای منتسب به وزارت اطلاعات پخش شد که بموجب مندرجات آن استعفای سردار طلايی از فرماندهی پليس تهران اعتراض به بازداشت سيد کاظمی بروجردی بوده است. در آن نامه وزارت اطلاعات از دفتر رهبری خواستار اجازه برای شدت عمل در ارتباط با کاظمی بروجردی و هواداران وی در تهران شده بود.
+ نوشته شده در جمعه 15 دی1385ساعت 3:12  توسط صوفی
|
میلاد حضرت امام علی نقی (ع ) بر مومنین و ارادتمندان حضرت مبارک باد .
+ نوشته شده در جمعه 15 دی1385ساعت 1:11  توسط صوفی
|
همه چیز از نازکی پاره میشود ولی ظلم از کلفتی .
برای دیدن عاقبت ظلم صدام به شیعیان به آدرس زیر مراجعه کنید و فیلم اعدام صدام را دانلود کنید http://www.4shared.com/file/8163406/a0c4f542/payane_zndegi_saddam__wwwjoojootalablogfacom_.html
+ نوشته شده در پنجشنبه 14 دی1385ساعت 1:47  توسط صوفی
|
بخشی از نهج البلاغه حضرت علی (ع ) ، ( خطبه کلابیه )
خوشا بحال کسیکه مثل سگان زندگی کند که در این حیوان ده صفت است که سزاوار است مومن دارای آن باشد . 1. آ نکه درویشی است که مال و ثروتی ندارد و این صفت وارستگان است . 2. آ نکه ارزش و احترامی در میان عوام ندارد و این حال بیچارگان و مساکین است . 3. آ نکه خانه معینی ندارد و هر کجا باشد جای استراحت آن است و این این صفت متوکلان است . 4. اکثر اوقات گرسنه است و این روش صالحان است . 5. آنکه اگر صا حبش او را صد بار بزند ازدر خانه صاحب بیرون نمی رود و این علامت مریدان راستین است . 6. آنکه شبها جز مقدار کمی نمی خوابد و این حال عاشقان است . 7. آ نکه از طرف صاحبش رانده می شود ، جفا می کشد ،اما چون صاحبش بازش خواند بدون دلتنگی می آید که این صفت متواضعان و خاشعان است . 8.آنکه به هر چیزی که صاحبش دهد راضیست و این حالت قانعان است . 9. بیشتر وقت ساکت است و خاموش ، و این صفت خاشعان است . 10.چون بمیردمیراثی از او نمیماند و این حالت زاهدان است .
+ نوشته شده در دوشنبه 11 دی1385ساعت 21:51  توسط صوفی
|
روز يکشنبه 26 / 9 / 85 شخصي به نام سيد از اطلاعات اصفهان طي تماسي تلفني با آقاي حسين فرخي از دراويش گنابادي ساكن اصفهان نامبرده را تهديد و احضار نموده است. وي آنچه كه شأن يك مأمور حكومت اسلامي است را بجا آورده و فرخي را تهديد کرده که اگر ساعت 12 ظهر به اداره اطلاعات نيامدي خانوادهات را خواهيم کشت. وي در ساعت مزبور به اداره اطلاعات رفته و تا ساعت 2 بعد از ظهر تحت ضرب و شتم با چوب باطوم قرار ميگيرد. مأموران اداره اطلاعات وي را تهديد نمودند که در صورت شركت در مجالس درويشي و عدم همكاري با اداره اطلاعات مبني بر خبر رساني تو را خواهيم كشت. فرخي يكي از دراويش متحصن در حسينيه شريعت قم بود. همزمان با اقدامات فوق شخصي بنام سرافراز از اداره اطلاعات نجف آباد اصفهان دراويش مصدوم و مجروح در واقعه حسينيه شريعت قم را که زنداني شده بودند تلفني احضار و خانواده آنها را تهديد نمود. مهدي عزيزي از دراويش نجف آباد در تاريخ 26 / 9 / 85 احضار گرديد اسماعيل احساني از دراويش نجف آباد در تاريخ 29 / 9 / 85 احضار گرديد روح الله اکبري از دراويش نجف آباد در تاريخ 29 / 9 / 85 احضار گرديد بر اساس قوانين آئين دادرسي مأموران اطلاعات بدون حكم قضائي حق احضار افراد را ندارند و احضار تلفني نيز غيرقانوني است. تهديد افراد نيز توسط مأموران اداره اطلاعات جرم است و بر اساس ماده 699 قانون مجازات اسلامي مأموران مزبور به مجازات تا 75 ضربه شلاق و از 2 ماه تا دو سال زندان محكوم خواهند بود. باتشکر از گروه درویش گنابادی در یاهو
+ نوشته شده در یکشنبه 10 دی1385ساعت 22:0  توسط صوفی
|
هو۱۲۱
عید قربان بر همگان مبارکباد
+ نوشته شده در یکشنبه 10 دی1385ساعت 21:58  توسط صوفی
|
سال نو میلادی به هموطنان مسیحی مبارکباد
+ نوشته شده در یکشنبه 10 دی1385ساعت 21:48  توسط صوفی
|
هوباسلام در وبلاگ منحرف " خرقه" مطلبی به شرح زیر دیده می شود : پس از اینکه دراویش دیدن نیروهاشون دچار ریزش شدن ودر برخورد با خرقه نتونستند کاری بکنند تا جاییکه حتی آقای تابنده قطب فرقه گنابادیه شخصا وارد میدان شدند تا به نقد ها جواب بدن طبق روال گذشته اعلام به تحریم کردند اما این بار با تماس تلفنی واعلام رسمی از همه دراویش خواستند که دیگه در این وبلاگ نظر ندن حتی در برخی مجالس نیز اظهار نگرانی کرده اند اینبار نیز به اصطلاح دست به تحریم زده اند تا شاید وبلاگ نا کار آمد بشه. اما خوب میزان بازدید ها و...نشون میده چقدر براشون سخته بیان بخونن ونتونن حرفی بزنن اما شکر خدا تاثیرات کار هر روز بشتر نمایانه وکم کم رو به زوال میروند اما خوب.ما همچنان هستیم. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست + نوشته شده در يکشنبه سوم دي 1385ساعت 19:44 توسط بنده درگاه چند نکته در این مورد قابل توجه است : 1- بازهم دروغگویی و افترا ،که البته این شغل اصلی این نوع وبلاگها است . با این اظهارات می خواهند خود را مهم جلوه دهند و چنین القا کنند که مطالب ارایه شده آنان آنقدر موثر بوده که باعث عکس العمل از جانب بزرگان شده است . 2. در پشت این ظاهر مثلآ قدرتمندی که از خود نشان می دهد به خوبی می توان عجز و درماندگی عظیمی را دید که ناشی از بی اعتنایی افراد به مطالب اوست . البته این حالات برای اشخاصی پیش می آید که فقط اعتبار خود را در توجه دیگران به خود می بینند و در اصل مبتلا به خود کم بینی هستند واعتقادی به مقبول بودن در نزد خدا ندارند . این افراد را حضرت حافظ چنین وصف فرموده : گوئیا باور نمی دارند روز داوری کین چنین قلب و دغل در کار داور می کنند این در صورتی است که صوفیه هیچ چیز جز رضای دوست را در نظر نمی گیرند و از جان و مال و آبروی خود در راه حق دریغ ندارند .اینجاست که تفاوت عاشق خدا با کسی که دین را ملعبه خود قرار داده مشخص می شود .
+ نوشته شده در چهارشنبه 6 دی1385ساعت 6:50  توسط صوفی
|
|
|