|
در ضمن باید در نظر داشت شخصی که می خواهد چیزی را به دیگران بشناساند، لازم است خودش به آن احاطه کامل داشته باشد، لذا نباید کسی که قصد تحقیق دارد به این حد اطلاعات قانع باشد و از هر کجا که می تواند به دنبال گمشده و جود خود بگردد تا آنرا بیابد. به علاوه اینکه رموز دقیقه عرفانی و مقامات عا لیه آن چیزی نیست که بتوان با کلمات بیان کرد، البته اگر کسی به آن مقامات راه پیدا کندنمی تواند و نباید آنرا به زبان جاری کند. کس ندانست که سرمنزل مقصود کجاست این قدرهست که بانگ جرسی می آید ولی در عین حال نباید ناامید بودو همواره رو به سوی نور الهی حرکت کرد تا مگر لطف او شامل حال سالک شود و مورد نظر حق تعالی قرار گیرد لذا بهتر است خوانندگان عزیزی که علاقه به این موضوع دارند، خود به تحقیق ادامه دهند و پاسخ سوالات خود را بیابند ؛ چرا که تبلیغات برای طریقت اجازه داده نشده است و همچنین باید اذعان کرد که تعریف بعضی امور مانند عرفان و مراحل آن برروی کاغذ اولاً از توان شخصی چون من خارج است ، ثانیاً این امور هر قدر شرح داده شوند بر پیچیدگی آن افزوده می شود. اما اینقدر که در این تحقیق بیان شد در حد آشنائی با مفاهیم اولیه بود و انجام این وظیفه که بر عهده هر کدام از ما می باشد و آن مبارزه با ورود خرافات در عقاید مذهبی و روشن کردن ذهن همنوعان است . در پایان امیدوارم دوباره شاهد روی آوردن هموطنان مخصوصاً جوانان به اعتقادات عرفانی باشیم چرا که هیچ قدرتی در جهان قوی تر از قدرت اراده وروح انسان برای مبارزه با معضلات اجتماعی و رفتاری نیست و این تقویت اراده در گرو اعتقاد به مبانی محکمی است که با هر وسوسه ای از بین نرود وآن چیزی جز عشق ورزیدن به مبداوجود نیست . پایان هشتم مهر ماه (مصادف باسالگرد میلاد مولانا جلال الدین بلخی ) سال 1385
+ نوشته شده در سه شنبه 28 آذر1385ساعت 23:18  توسط صوفی
|
فضیلت مجالس ذکر مجالس ذکر و انجمنهای فقری روضه ای است از ریاض جنت و نور بخش آسمانها و برکت و وسعت و رحمت زمین و مسرت بخش بزرگان و محبوب مومنان اگر موفق به حضور در این مجالس شدیم باید شکر گزار بوده و کاملا متوجه حق و متذکر و خیالات دنیویه را از خوددور نموده و خانه دل را مخصوص حق قرار دهیم تا مورد عنایت حق واقع گردیم و بصیرت و بینائی یابیم . برو تو خانه دل را فرو روب مهیا کن برای جای محبوب چو تو بیرون شوی اواندر آید بتو بی تو جمال خودنماید و سعی کنیم که در غفلت نبوده به ذکر و فکر ویاد حق مشغول باشیم که شیطان و جنود او با تمام وسائل مجهز و در صدد اغوای انسان و راهزنند که عرض کرد: فبعزتک لا غوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین و سعی و جدیت و جد دارند به هر وسیله ای است از یاد خدا باز دارند. میدان مبارزه و مجاهده است و اگر فضل و لط ف حق شامل نشود بر شیطان و جنود او فائق نخواهیم شد و از برکات این گونه مجالس برخوردار و بهره مند نخواهیم بود باید در دل از خدا جز خدا نخواهیم و خواهشهای دنیویه را که قابل اعتنا نیست از خود دور سازیم . از خدا غیر از خدا را خواستن ظن افزونی است کلی کاستن و دل بلکه تمام اعضا را به یاد خدا مشغول داریم که شیخ سعدی فرماید: خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت دارد سر موئی به غلط در همه اعضایم نیست بزرگترین حجاب ، خود بینی و خودیت است تا این حجاب پاره نشود بصیرت و بینائی حاصل نگردد و مولی الموالی (ع) در دعای کمیل عرض می کند: لا ینال ذلک الا بفضلک و کرمک امیدواریم به فضل حق و توجه اولیا حق بتوانیم از برکات این گونه مجالس مستفیض گردیم که سعادت دنیا و آخرت و اصلاح جمیع امور ظاهریه و باطنیه از برکات این مجالس و انجمنها است که فرموده اند: تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة که مقصود از تفکر یاد حق بودن و خود را فراموش نمودن است . شرحی را که مرحوم آقای مستعلیشاه شیروانی در ریاض السیاحة در باب فضل مجالس ذکر فرموده اند نوشته می شود: بر ارباب دانش و اصحاب بینش مخفی نیست که حضور حلقه ها و مجالس ذکر الهی را فضل و مزیت است ازحضور حلق و مجالسی که در آن ذکر حق سبحانه وتعالی ننمایند بلکه بغیر از ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 28 آذر1385ساعت 23:13  توسط صوفی
|
هو 121 پیرو دخالتهای بی جا و غیر قابل توجیه وبلاگ شیطانی " خرقه " در اموری مانند تعیین جانشین اقطاب سلسله گنابادی سلطانعلیشاهی ، فقط جهت یاد آوری این افراد توجهشان را به قسمتی از کتاب " واقعیتها و قضاوتها" نوشته آیت الله حسینعلی منتظری جلب میکنم تا اگر توجیهی در مورد آن دارند بنویسند و بجای آنکه مشغول تفرقه افکنی بین مسلمانان باشند به فکر وحدت مسلمانان باشند . متن این قسمت از کتاب به نقل از سایت آیت الله منتظری بدین شرح است : مخدوش بودن نامه " 1368/1/26 " منتسب به امام خمينى (ره ) امام خمينى در انتهاى وصيت نامه سياسى الهى خود گفته است :
با توجه به حال وخيم امام خمينى ، دستخط ايشان در اواخر عمر لرزش آشكارى داشت ; براى نمونه غزلى را كه حدود سه ماه قبل از فوت نوشته است به همراه دستخط احمد آقا آورده و آنها را با دستخط " 1368/1/26 " از نظر ظاهرى مقايسه كرده ايم .
امام عمدتا " ه " را به صورت ويرگولى مىنوشت و احمد آقا عمدتا به صورت دو چشم . به كلماتى كه زير آنها دو خط كشيده شده دقت شود. نمونه دستخط امام از وصيتنامه ايشان آورده شده است .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 28 آذر1385ساعت 22:33  توسط صوفی
|
پاسخ آيت الله العظمي منتظري به پرسشي در مورد واقعه تخريب حسينيه شريعت قم حضرت آيت الله العظمي آقاي منتظري دامت بركاته با سپاس و احترام فراوان باسمه تعالي پس از سلام و تحيت - متأسفانه پس از گذشت 27 سال از استقرار جمهوري اسلامي هنوز اعمال مخالف شرع و قانون از ناحيه متصديان امور كشور انجام ميشود، و با راه انداختن عده اي به نام مردم و ملت فجايع تندي اتفاق ميافتد كه با هيچ منطقي قابل توجيه نيست ، و طبعا اين گونه اعمال موجب تضعيف نهادهاي قانوني جمهوري اسلامي ميگردد. و نسبت دادن اين قبيل اعمال به مردم از مسئولين مربوطه رفع مسئوليت نمي كند. و با كمال تأسف همه اين فجايع به نام اسلام و مذهب و روحانيت انجام ميشود و قهرا نسل جوان را به اسلام و روحانيت بدبين مينمايند. 1384/11/30 قم - حسينعلي منتظري
+ نوشته شده در سه شنبه 28 آذر1385ساعت 22:30  توسط صوفی
|
با سلام خدمت دوستان عزیز هرچند بعضی افراد و وبلاگها ارزش توجه و صرف وقت کردن در مورد آنها را ندارند ولی باید به این افراد از جمله وبلاگ منحرف" خرقه" که اخیرآ دست به کار تحریف و جعل مطالب زده وبا ارایه عکسهای بزرگان در جمع خانوادگی ایشان از آن سو استفاده نموده اند نشان بدهیم که اگر شما تحمل نظرات دیگران را ندارید ، لازم نیست خودتان را از اینکه هستید رسواتر کنید و اینقدر خود را به زمین و آسمان بزنید. در ضمن عکسها و مدارک زیر را به این افراد و اطرافیان قلم به مزدشان ارایه می کنیم و منتظر پاسخگویی ( البته مودبانه ) ایشان هستیم . ببینید و قضاوت کنید ! :
+ نوشته شده در دوشنبه 27 آذر1385ساعت 23:17  توسط صوفی
|
اینها که انشاالله نامحرم نیستند !!
+ نوشته شده در دوشنبه 27 آذر1385ساعت 22:58  توسط صوفی
|
این هم محبت اسلامی آقایون
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 27 آذر1385ساعت 22:44  توسط صوفی
|
(لطفآ تصویر رابزرگ کنید)
+ نوشته شده در دوشنبه 27 آذر1385ساعت 22:36  توسط صوفی
|
قال الله وعزوجل : للله الاسماءالحسنی فادعوه بها . و نیز در سوره بنی اسرائیل : " ایاماً تدعوا فله الاسماءالحسنی " که برای خداوند متعال اسماء نیکوئی است که امر میفرماید به آن اسماءنیکو خدا را بخوانید . اسم چیزی است که دلالت بر مسمائی کند که گفته اند : " الاسم مایحکی عن الغیر " یا " کلما یدل علی مد لول یسمی اسمه . " و اختصاص به لفظ ندارد ، بلکه ممکن است لفظ باشد چون لفظ زید یا یوسف که دلالت بر شخص معینی مینماید یا ذهنی است چنانچه عبارتی یا نصیحتی یا حکایتی شخصی گفته باشد هر موقع آن عبارت یا نصیحت یا حکایت به نظر آید ذهن متوجه آن گوینده می گردد یا موجودات عینیه است چون اگر کسی مسجدی بنا کند یا انبار آبی و امثال آن هر وقت آن مسجد یا آب انبار دیده می شود آن شخص بانی در نظر آید شیخ مصلح الدین سعدی فرماید: نام نیکو گر بماند ز آدمی به کزوماند سرای زرنگار اسماء الهی اعم است از لفظی و ذهنی و عینی بنا براین تمام موجودات علویه و سفلیه که برای شخص بصیر دلالت بر وجود ذات اقدس الهی دارد اسماء الهیه می باشند که : و فی کل شیئی له آیه تدل علی انه واحد
و بابا طاهرگوید: به دریا بنگرم دریا ته وینم به صحرا بنگرم صحرا ته وینم به هر جا بنگرم کوه و درو دشت نشان از قد رعنای ته وینم و تمام موجودات اسماء حقند که دلالت بر ذات یگانه حق دارند ولیکن دلالت آنها متفاوت است هر قدر دلالت اسم زیادتر باشد اسمیت آن واضخ تر و آشکارتر است . عالم عقول که مرتبه ملائکه مقربین است و دلالت آنها بر حق و صفات و اسماء حق کاملتر است احسن است از عالم نفوس که به مد برات تعبیر می شوند و عالم ملکوت علیا و عالم نقوس احسن از اشباح نوریه است که عبارت از رجال اعراف ا ست و عالم اشباح نوریه دلالتشان احسن است از مادیات و ملکوت سفلی ، ملکوت سفلی که عالم شیاطین و اجنه است و چون عوالم مادیات و سفلیات بواسطه حجب ظلمانیه مادیت دلالتشان پوشیده است آنها را نمیتوان اسماء حسنی نامید. این مراتب در سیر نزول است ولی در حالت صعود که توجه به عالم بالا و حق است اولی و اوضح و احسن و اکبر اسماء الهیه وجود مقدس حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله (ص) می باشد که فرموده : انا الاسم الاعظم . ونحن اسماء الحسنی ولا اسم اکبر منی . زیرا که خوبی اسم یا از خوبی دلالت آن است بر مسمی یا از جهت خوبی مسمی است یا از جهت خوبی و نکوئی خود اسم است بدون ملاحظه دلالت آن چون آینه که یا از جهت خوبی شفافیت صورت را خوب نشان دهد یا خود صورت که در آینه نمایان است خوب است یا خود آینه قطع نظر از نشان دادن صورت خوب است و وجود مقدس پیغمبر مکرم (ص) از هر سه جهت بر تمام اسماء حسنی الهیه برتر و افضل بوده است که حدیث من رانی فقدرای الحق از جهت مظهریت تامه حق فرموده باشد که هر که مرا بیند حق راه در آینه صاف و شفاف من دیده است از جهت مظهریت تامه و حدیث "خلق الله الادم علی صورته " نظر به همین مظهریت تامه است و پس از وجود مقدس آن حضرت وجود ائمه اطهار و انبیاء و اولیاء اسماء حسنی الهیه هستند که اکمل و اشرف آنها وجود مبارک مولی الموالی علی عالی صلوات الله و سلامه علیه می باشد که عمان سامانی گفته : به پرده بود جمال جمیل عز وجل به خویش خواست که جلوه کند به صبح ازل چو خواست آنکه جمال جمیل بنماید علی شدآینه خیرالکلام قل و دل
از جهت مظهریت تامه نه از جهت شخصیت آن ذات مقدس. و بعد از آن حضرت ائمه اثنا عشر (ع) اسماء حسنای الهی می باشند که مخصوصاً امروز آینه سر تا پا نمای حضرت احدیت وجود مقدس خلیفة الله فی الارض حضرت امام قائم حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه می باشد . اللهم نور قلوبنا بنور جماله که اگر شخصیت آن بزرگواران به عنوان توسل منظور شود کفر است و اگر شخصیت و مظهریت منظور گردد شرک است و هر گاه به عنوان مظهریت توسل شود موحد است که فرمودند " هر که عبادت کند اسم را کافر است و هر گاه عبادت کند اسم و مسمی را به عنوان مظهریت اسماء موحد است چنانچه کسی که در آینه نگاه می کند می گوید خودم را دیدم در صورتیکه خود او در خارج آینه است . تمام مسلمین به طرف خانه کعبه سجده می کنند اگر به خود خانه سنگ و گل سجده کنند کافرند و اگر به خانه و صاحب خانه سجده کنند مشرک اند و اگر صاحب خانه را به امر صاحب خانه به عنوان اینکه این خانه منسوب به او است سجده کنند عبادت است و چون انبیاء و اولیاء صلوات الله علیهم اجمعین اسماء حسناء الهیه هستند باید به وسیله آنها خدا را خواند چنانچه از آیه شریفه مستفاد است که خدا را به اسماء حسنای او بخوانید. بنابر این توسل به ائمه هدی و اولیاء و مقربان درگاه الهی شرک نخواهد بود و به مصداق آیه مبارکه" و ابتغوا الیه الوسیله" آن بزرگواران وسیله و شفیع خواهند بود. و مکرر در دعاء دوازه امام خواجه خوانده می شود: یا سیدنا ومولینا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا فی الدنیا و الاخرة یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عندالله .
+ نوشته شده در شنبه 25 آذر1385ساعت 20:43  توسط صوفی
|
خلاصه اصول تعلیمات و رویه معموله سلسله علیه گنابادی (به نقل از مقاله حضرت آقای رضاعلیشاه سلام الله ع
۱- کمال تقید و دقت در انجام تکالیف ووظایف شرعیه دارند حتی علاوه براجرای واجبات و ترک محرمات ،تا ممکن شود مستحبات را نیز عمل نموده و از مکروهات اجتناب نمایند بلکه بزرگان توصیه مینمایند که تا بتوانند از امور مباحه هم خودداری کنند که مبادا به مکروهات و در نتیجه به محرمات دچار گردند . و این تکالیف شرعیه تا حیات باقی است ولو هر قدر در مراتب روحی ترقی کند ساقط نمی گردد؛ بلکه هر قدر در مقامات معنوی بیشتر ترقی کند سعی و کوشش او در عبادت و طاعت و خضوع و خشوع زیاد تر گردد. و در دستورات طریقتی بعضی از مستحبات را موظفند همیشه انجام دهند مانند دوام بر طهارت و ادای فرایض در اول وقت و بیداری سحرها برای عبادت ، خصوص بین الطلوعین و قرائت مقداری از قرآن مجید بعد از ادای نماز صبح و خواندن صلوات کبیره (1)بعد از نماز صبح و موقع خواب. در مجامع فقری هم پس از ادای نماز جماعت ( در صورت بودن ماذون ) یکی از کتبی که شامل وظایف شرعیه و دستورات اخلاقی و عرفانی است خوانده شده و بعد مقداری از اشعار عرفای بزرگ خوانده می شود و و همه با حالت سکوت بیاد خدا و استماع میباشند. 2- از غروب روز پنجشنبه تا بعد از ادای فرایض ظهر جمعه بموجب آیه شریفه " اذا نودی للصلوه من یوم الجمعه فسعوا الی ذکر الله و ذروا البیع " امور دنیوی را ترک کرده از کسب و کار و امور دنیوی دست کشیده به ا مور مذهبی از قبیل شرکت در مجامع فقری و زیارت اخوان و قبور بزرگان و عیادت بیماران و دستگیری بینوایان و اعانت مظلومان و غیره مشغول میباشند یا به عبادت و بندگی خدا و خواندن دعا می پردازند . 3 - اشخاصی که مبتلا به استعمال تریاک یا سایر مواد مخدر از قبیل حشیش و بنگ و مسکرات و غیره میباشند در این سلسله قبول نشده و استعمال تریاک را مطابق فتاوی بیشتر از علما حرام میدانند و در این سلسله معتادین به این امور وجود ندارند حتی غالب بزرگان از استعمال قلیان و سیگار هم بعلت مضر بودن به صحت مزاج اجتناب دارند. 4- کلیه پیروان این سلسله باید از راه کسب و کار رفع احتیاجات زندگی خود را نموده و حتی خود بزرگان هم از طریق زراعت و حفر قنوات و احیای زمین موات امرار معاش می کنند و از تنبلی و بیکاری پرهیز دارند و اشخاص بیکار که از راه تکدی یا دوره گردی یا خواندن در معابر تحمیل و سربار دیگران هستند قبول نشده و در این سلسله یافت نمی شوند. 5- نسبت به هیچیک از سلاسل بلکه مذاهب تنقید وبدگوئی ننموده با همه به محبت ودوستی رفتار مینمایند بلکه بدگوئی نسبت به روساء و بزرگان هر سلسله و مذهب را به موجب آیه مبارکه " ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله بغیر علم " حرام می دانند و اگر مدح یا ذمی نمایند مطابق رویه قرآن مجید عمل را ملاک قرار میدهند نه شخص را ، و دستور کلی ( با خداوند به بندگی و طاعت وبا عموم به مهربانی وشفقت و با برادران دینی بکوچکی و خدمت ) میباشد. 6- تعدد زوجات را به مصداق آیه مبارکه " فان خفتم الا تعدلوا فواحده" و آیه شریفه " و لن تستطیعوا ان تعدلوا " جایز نمی دانند مگر در موارد ضرورت و نادره که بعلل شرعیه ناچار از تعدد گردند. طلاق را نیز به موجب حدیث شریف " ان ابغض الاشیاء عندی الطلاق "اجازه نمی دهند مگر در مواردی که توافق غیر ممکن یا مخل امور دیانتی یا مذهبی بوده باشد. 1-صلوات کبیره صلواتی است که شامل چهارده معصوم می شود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 24 آذر1385ساعت 19:16  توسط صوفی
|
در پاسخ وبلاگ خرقه که دست به توهین به بزرگان زده است
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 آذر1385ساعت 6:23  توسط صوفی
|
طریقه نعمت اللهیه : تمام آنچه گفته شد(1) در طریقه نعمت اللهیه معمول است و مشایخ آن سلسله به آن امر نموده اند این سلسله به" ام ا لسلاسل " در شیعه معروف است و به اولاد پیامبر و ائمه معصومین که اهل بیت رسالت و معدن وحی و حکمت و اصل تصوف و عرفان هستند متصل است و این اتصال بصورت مضبوط و ثبت شده وجود دارد . وجه تسمیه به این اسم مربوط به اتصال این سلسله به عارف شهیر سید نعمت الله ولی ماهانی کرمانی میباشد ؛ که او نیز خرقه از شیخ عبدالله یافعی گرفته و اتصال مضبوط تا جنید بغدادی وجود دارد . سلسله اجازه طریقت بعد از سید نیز تا امروز مضبوط است . ذکر معمول در این طریقه ،ذکر خفی (2) میباشد . ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 آذر1385ساعت 5:47  توسط صوفی
|
باسلام خدمت دوستان . چون در این اواخر وبلاگهای منحرف ایرادات نابجایی به رفتار فقرا می گیرند میخواهم فیلمی از پای بوسی توسط مصباح یزدی را به آدرس زیر نمایش دهم و ببینم آیا این وبلاگ نویسان خوش ذوق بازهم می توانند با آسمان وریسمان به هم بافتن از اعتقادات پوسیده و عصر حجری خود دفاع کنند یا نه . http://www.alef.ir/mambots/content/plugin_jw_allvideos/jw_allvideos_player.swf?file=http://www.alef.ir/mambots/content/playerflv/mesbah_01.flv&autostart=true&fs=true
+ نوشته شده در دوشنبه 20 آذر1385ساعت 23:21  توسط صوفی
|
تصوف، مکتب عشق به خدا : سالک از زمانی که پای درراه می گذارد یاد می گیرد که در انجام امور حتی عبادات تنها به ظاهر آن توجه ننماید ؛ بلکه همواره به باطن امور و جنبه معنوی آن توجه دارد و ظاهر عبادات را با توجه به معنای واقعی آن ، به بهترین وجه انجام می دهد . صوفی وقتی عبادتی انجام می دهد ، نه از ترس دوزخ ، نه به طمع بهشت و نه برای تظاهر به دینداری است ؛ بلکه او عبادت را از روی عشق به خدا انجام می دهد ؛ چرا که خدایی که صوفی پرستش می کند ، عاشق مخلوقات خود است و عشق ورزیدن به این خدا وظیفه مخلوقات است . این خدا، خدایی نیست که منتظر فرصت برای انتقام از بندگان خود باشد و یا تشنه عذاب دادن آنان باشد . اگر در آثار عرفا نامی از شراب و خط وخال واینگونه کلمات به میان آمده ، منظور آنان جنبه ظاهری این کلمات نیست بلکه منظور آنان حالاتی است که برای فهم آن ، از این کلمات بصورت استعاره استفاده نموده اند ؛ وگرنه بسیار کوته فکرانه است که بخواهیم چنان عرفای شامخی همچون مولانا و حافظ و سعدی که از افتخارات عرفان ایران هستند را در بند ظواهر دنیوی فرض کنیم و از اشعار و کلمات آنان برداشت ظاهری نمائیم . ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 20 آذر1385ساعت 22:40  توسط صوفی
|
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آذر1385ساعت 21:32  توسط صوفی
|
مراحل نفس انسانی در اخلاق چهار مرحله دارد : تخلیه ، تجلیه ، تحلیه و فنا . تخلیه عبارت است از ترک رذائل و تطهیر نفس از نا پاکی ها و تخلیه قلب از تمام صفات و یا مخلوقاتی که مخالف سلوک الی الله باشد .
تجلیه عبارت است از آمادگی قلب و جلا دادن برای ظهور کمالات . تحلیه عبارت است از اتصاف نفس به کمالات انسانی و صفات پسندیده نفسانی و ظهور کمالات در قلب و نورانی نمودن با آن . فنای سالک در نور احدو جبروت الهی تا جائیکه هیچ کس را جزخدا نبیند ؛ و این مرحله خود دارای سه مرتبه است که عبارتند از محو و طمس و محق . محو عبارت از فنا در افعال است بطوری که سالک تمام موجودات را فعل حق و اسباب فعل وی ببیند . طمس فنای صفاتی است ،به آنگونه که صفات احدی را در تمام مراتب متجلٌی ببیند و تمام خصائل را مظهر صفات او ببیند . محق عبارت از فنای کلٌی است تا جائیکه هیچ کس را جز الله نبیند .تکلیف اخلاق فردی و اجتماعی هر مرتبه به نسبت همان مرتبه می باشد . برای سلوک مراحل مختلفی وجود دارد که عرفا از آن به نام " مقام " یاد کرده اند و برای هر مقام تکلیف و حکم خاصی وجود دارد که با مقام دیگر تفاوت دارد . منظور از " احوال " در اصطلاح صوفیه ،معانی وارد از غیب به قلب سالک است که اراده و اختیار در آن دخالتی ندارد . حالات و مقامات به تعداد سالکان میباشد، که از آنجا که حکم هر مقام و حال آن با حکم و حال مقام دیگر متفاوت است ، برای هرسالک لازم است که حال و مقام خود را پوشیده بدارد و چیزهایی را که ممکن است به حال دیگران مضر باشد به زبان نیاورد و لذا در احادیث اهل بیت شیعه آمده است که : " لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لکفره " اگر ابوذر میدانست در قلب سلمان چه می گذرد اورا کافر می شمرد .
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آذر1385ساعت 21:22  توسط صوفی
|
توجه به خدا : مقصد اعلی و منظور اصلی برای تصوف ،توجه به خدا و بریدن نفس از غیر او و قطع علاقه قلبی از مادیات میباشد . برای سالک الی الله واجب است که خداوند را در تمام زمانها و مکانها حاضر و ناظر به تمام چیز ها بداند و ذره ای را از او خالی نداند . او در این راه باید کوشش کند تا جایی که به مقامی برسد که این معنا را با بصیرت قلبی مشاهده نماید و فنای همه چیز ،حتی خودش را در برابر خداوند ببیند و هیچ موجودی را غیر از خدا نبیند ؛و این مقامی است که غیر او کسی را در خانه نمی بیند(لیس فی الدار غیره دیار ) این مقام سه مرتبه دارد : اول توحید افعالی که شخص هیچ عملی را در این عالم بجز به قدرت واراده خداوند نبیند و به زبان حال گوید: لا حول ولا قوة الا بالله. دوم توحید صفاتی و آن است که همه صفات را از خداوند ببیند ؛که اوست مظهر لطف و قهر و زبان حالش این باشد که : لااله الاالله . سوم اینکه سپس به تدریج بالاتر رود و به مقام توحید ذاتی برسد ، که او در برابر ذات خدا فنا می شود و تمام موجودات را فانی می بیند بجز خدا و می گوید : لا هو الا هو . وحدت وجود : در این مقام است که عقیده وحدت وجود که از شهود فنای تام برای موجودات و بقای وجه الهی سر چشمه می گیرد ظهور می کند . این مسئله چیزی نیست که وهم عوام به آن برسد و آنان فکر می کنند که اعتقاد به وحدت وجود مستلزم کفر یا شرک است ؛ چون میگوید" کل موجودات خداست" . اما موضوع این نیست ، بلکه مقصود این است که وجودحقیقی و بسیط است که حقیقت تمام موجودات است ، از جنبه وجود نه از جنبه تعیین شخصی و بر عکس آن صادق نیست ؛زیرا وجود آنان اثر و ظهوری از وجود اوست و سایه او هستند ؛ بلکه تمام موجودات مانند سرابی هستند که آب پنداشته میشوند . عقاید در کیفیت وحدت وجود مختلف است و اختلاف در آن بعلت اختلاف شهود سالکین است . بعضی صفات لطیفه را مشاهده کرده اند و همراه آن حق را که بر تمام موجودات محیط است و هیچ موجودی را جدااز وجود وی نمی بینند . بعضی جبروت حق و عظمت اورا دیده اند و جلال او و صفت قهار را ، و هیچ موجودی را در برابر جبروت و عظمت او نمی بیند . ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آذر1385ساعت 21:12  توسط صوفی
|
این هم عکسهایی که قرار بود به روی وبلاگ بگذارم
برای دیدن و نظر دادن روی آدرس کلیک کنید http://i14.tinypic.com/2ceri4w.jpg http://i10.tinypic.com/30xdj68.jpg
+ نوشته شده در شنبه 18 آذر1385ساعت 22:50  توسط صوفی
|
هو 121 پیرو اهانت وبلاگهای منحرفی مانند خرقه و گناباد 121و امثال آنها به بزرگان سلسله گنابادی به قصد تفرقه افکنی بین مسلمانان، مطالب زیر به اطلاع میرسد : 1. در مورد فیلم خانوادگی جناب آقای مردانی که ایشان را در حال مصافحه با محارم ایشان نشان می دهد و این وبلاگ نویسان از خدا بی خبر بعنوان دست بوسی نا محرم از آن نام برده اند باید بدانیم که اولآ : مگر سو استفاده از فیلمهای خصوصی و خانوادگی مردم طبق قوانین جرم محسوب نمی شود ؟ واز آن بالاتر مگر شخصی که خود را مسلمان مینامد می تواند در امورخصوصی افراد تجسس نماید ؟ 2. در مورد فیلم مربوط به جناب آقای محجوبی که ایشان را در مراسمی در ماه محرم نشان میدهد که اصلآ معلوم نیست که چه مشکلی از نظر این بی وجدانها در آن دیده میشود . شاید هم توقع داشتند در ماه محرم ایشان را در حال شادی می دیدند . 3. در موردفیلمی که میگویند پا بوسی را نشان میدهد باید در نظر داشت پا بوسی و سجده بر خلیفه خدا از طرف خداوند دستور داده شده و منظور صوفیه پرستش جسم ولی زمان نیست ، همچنان که پیامبر اسلام (ص) نیز که پیامبری بود که خداوند در وصف او فرموده بود : لولاک لا خلقت الافلاک ، میفرمود: که من هم بشری هستم مانند شما فقط جز اینکه به من وحی میشود . همچنین منظور از بوسیدن حرم ائمه توجه به طلا و نقره آن نیست بلکه منظور احترام به روح آن بزرگوارانی است که در آنجا مدفون میباشند . در ضمن اینکه بوسیدن اعضایی که در هنگام سجده بر زمین می گذارند از آن جهت که موضع ای است که با آن عبادت خداوند انجام می شود از نظر شرعی هیچ مشکلی ندارد . همچنین در پایان به وبلاگ هایی که قصد لجاجت دارند وعده می دهم به زودی عکسهایی برای آنان در همین وبلاگ می گذارم که اگر می توانند موضوع آنرا برای ما توضیح دهند .
+ نوشته شده در شنبه 18 آذر1385ساعت 22:31  توسط صوفی
|
بررسي و مقايسه گزارشات خيلي محرمانه وزارت اطلاعات با اخبار اينترنت و وقايع رؤيت شده در ماجراي تخريب حسينيه شريعت حاكي از اين است كه وزارت اطلاعات قصد دارد واقعيت را تحريف نموده و وقايع را در نظر مسولين كشور غلط جلوه دهد. بررسي بولتنهاي خيلي محرمانه وزارت اطلاعات كه دو فقره از آنها در اين بررسي آورده شدهاند نشان ميدهند كه متأسفانه دستهايي كه در وزارت اطلاعات نفوذ كردهاند بجاي اينكه نظام را به جزئيات وقايع آگاه كنند عملاً با ارائه گزارشات غلط چشم نظام را كور نمودهاند. وقايع و تحولات اخير حسينيه شريعت قم در رابطه با دراويش گنابادي در سطور زير با استناد به سايتهاي خبري به صورت خلاصه آورده شدهاند و در پايان بخشهايي از بولتنهاي خبري شمارههاي 51 و 52 وزارت اطلاعات را براي روشن شدن اين موضوع درج نموده و خواننده با مطالعه و مقايسه موضوع به تلاش مامورين وزارت اطلاعات در كشاندن كشور به ناامني و بينظمي پي خواهد برد.
با تشکر از گروه دراویش گنابادی در یاهو برای دریافت تمامی مطالب روی آدرس زیر کلیک کنید
http://groups.yahoo.com/group/daravish_gonabadi/files/roozshomar.doc
+ نوشته شده در شنبه 18 آذر1385ساعت 14:6  توسط صوفی
|
با همت عالی برادران درویش سلسله گنابادی در پاسخگویی به اتهامات و اکاذیب وبلاگ" خرقه " این وبلاگ شیطانی تصمیم گرفته قسمت ثبت نظر خوانندگان را پس از بازبینی به نمایش بگذارد که این خود نشان از شکست در استدلال است وگر نه در محیط وبلاگ باید همه برای ابراز عقیده خود آزاد باشند و سانسوری وجود نداشته باشد .
قابل ذکر است هنگامیکه همین وبلاگ به عقاید مذهبی عده ای هموطن توهین میکند که باعث نوشتن نامه اعتراض به مدیر وبلاگ میشود دم از آزادی بیان میزند ولی وقتی در پاسخگویی به استدلال صوفیه در میماند مانند اربابان خود به سانسور متوسل میشود . بدین وسیله به این وبلاگ ووبلاگهای مشابه هشدار می دهیم دست از اعمال غیر دینی و غیر اخلاقی خود بردارند تا مورد نفرت مردم و خشم و غضب الهی قرار نگیرند .
+ نوشته شده در جمعه 17 آذر1385ساعت 23:20  توسط صوفی
|
ظهور تصوف : در مبدا تصوف نیز اختلاف وجود دارد ، که این مذهب در ابتدا در بین چه قومی ظهور پیدا کرد . جمعی گفته اند اولین قومی که در آن عقاید تصوف بوجود آمد ،هندیان بودند زیراآنان رغبت زیادی به زهد و ترک دنیا و دوری از مادیات داشتند، مخصوصاً در مذهب بودائیان . همچنین تصوف ،افراد را به این طریق ارشاد می کند .در اصطلاحات صوفیه و بودائیان نیز مشابهت هایی وجود دارد ، مانند اصطلاح " نیروانا " که به معنای فنا می باشد که مقصد حقیقی در سلوک بودا است و شباهت به اصطلاح عرفای صوفیه در اسلام دارد که عبارتست از " فنا " که چند قسمت را شامل می شود : محو ، طمس ، محق تا فنا در افعال و صفات و ذات . بعضی دیگر تصوف را ماخوذ از تعالیم پیامبر ایرانی ،زردشت می دانند که دستور به محبت به تمامی موجودات و احسان به آنان می داد ، چون تمام آنان به یزدان منسوب هستند و مخلوق اویند و محبت به خدا مستلزم محبت به مخلوقات او میباشد و پایه تصوف نیز محبت است و بقیه امور تابع آن یا از اثرات آن میباشد . جمعی معتقدند از فلسفه اشراق که به افلاطون منسوب است استفاده شده چرا که افلاطون گفته راه رسیدن به عوامل مجرد و معرفت حق ، عشق و اشراق است که بزرگان صوفیه از آن به جذ به تعبیر می کنند چنانکه گفته شده جذبه ای از جذبات حق از شصت سال عبادت بهتر است . شرق شناس آلمانی بنام فن کرومر گفته : قسمت تحقیق و بحث از تصوف ماخوذ از فلسفه یونان و قسمت اشراق و مکاشفه آن ماخوذ از مذاهب هندی مخصوصاً فلسفه دانتا می باشد. و اما طی تحقیق در نیافتم که مبدا صحیح زمانی یا مکانی ظهور دین و فلسفه چیست چون این دو ملازم ظهورانسان هستند زیرا نسان فطرتاً نسبت به خالق خود خضوع و خشوع دارد و میل به تفکر در چگونگی بوجود آمدن عالم وسایر موجودات دارد. همچنین روح تصوف ملازم فطری روح انسان و طبیعت است . تصوف نزد ما حقیقت دین است زیرا روح کمال طلبی وپیشرفت و تکمیل نفس به قصد تقرب به خالق را بوجود می آورد. بشر حتی در اقوام وحشی و قبل از تاریخ نیز دارای قوانین دینی بوده ولی مذهب توحیدی مخصوص به عده ای از قبایل خاص بوده مانند تمام زمانها. بعضی از متکملین مشهور صوفیه : گفته می شود اولین شخص که در مورد تصوف و اشاعه آن سخن گفته ابو فیض ثوبان بن ابراهیم معروف به ذی النون بود و اولین کسی که در بغداد در این مورد سخن گفت ابو حمزه محمد بن ابراهیم بغدادی بود و اولین کسی که در فنا و مقامات و احوال آن ، ابوسعید خراز بغدادی از شاگردان ذی النون و پس از او شیخ ابوالقاسم جنید بغدادی عقاید تصوف را جمع آوری کرده و به تحریر درآورد ویکی از شاگردان او ، شیخ ابوبکر شبلی به روش وعظ در منبر بیان می نمود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 17 آذر1385ساعت 22:52  توسط صوفی
|
دراینجا لازم است جهت آشنایی با موضوع تحقیق ، به بیان بر خی تعاریف اشاره کنیم . تصوف : برای تصوف تعاریف مختلفی از جانب علما و فلاسفه بیان شده که تمام آنها دلالت بر یک معنا دارد. حقیقت یکی است ولی عبارات مختلف است . تمام آنها اشاره به این دارد که تصوف عبارت است از سیر وسلوک نفس انسانی در طلب حقیقت و رسیدن به آن . به عبارت دیگر ارتباط قلب با خدا و تفویض امور به خداوند . از جانب فلاسفه اروپا عبارات متفاوتی در تعریف آن گفته شده ؛ از جمله بیان فیلسوف آلمانی "کانت" که معتقد است:" تصوف عبارت است از مشاهده حضرت حق در تمام موجودات که به آن تئوزوفیا اطلاق می شود ." اما این تعریف درجه بالای تصوف است و هدف تصوف این است که باعث کمال نفس شود تا حدی که به درجه شهود برسد ودر آن مقام بالاتر رفته به شکلی که درتمام عالم چیزی را نبیند مگر آنکه خدا را در آن ، قبل از آن و یا بعد از آن ببیند ؛ بلکه تمام موجودات را بصورت سایه ای از وجود حق تعالی بداند و تمام وجود او به این کلمات مترنم باشد که : لا موجود الا الله و لا هو الا هو . وجه تسمیه تصوف : برای وجه تسمیه تصوف نیز اقوال زیادی وجود دارد . بعضی گفته اند که از کلمه " صوف " به معنای پشم گرفته شده ؛ چون بعضی از صوفیان در قرون اولیه لباس پشمی را برای تربیت نفس و ریاضت بدن انتخاب کرده بودند ؛ که دلیل عدم علاقه به مادیات بود .زیرا لباس پشمی ارزانترین و پائین ترین درجه لباس بود . اکثر فیلسوفان غرب و شرق شناسان از جمله" ادوارد براون " انگلیسی که در تایید آن به کلمات" خرقه پوش" و" پشمینه پوش" در فارسی اشاره می کند این بیان را قبول دارند . جمع دیگری معتقدند که تصوف از کلمه صفا مشتق شده است . همچنین عارف مشهور ایرانی " بابا طاهرعریان " رحمت اله علیه در کلمات قصار عربی خود به این معنا اشاره کرده است. بعضی دیگراعتقاد دارند که این کلمه از " صفه " به معنای سکٌو مشتق شده ، زیرا این مذهب در ابتدا در بین اصحاب صفه ظاهر شده ، که آنان از یاران حضرت رسول(ص ) بودند . اینان افراد زاهدی بودند که به امور دنیوی علاقه ای نداشته اند و در صفه مسجد زندگی می کردند . این کلمه در اصل صفیا بوده که به خاطر استفاده زیاد این کلمه به صوفی تبدیل شده . عده ای می گویند که صوفانه نام گیاه کوچکی است از حبوبات که بعلت قناعت بعضی از صوفیان به نباتات بیابان در این دنیا ،کلمه صوفی به آنان اطلاق شده ... . عارف شیروانی( رحمت الله علیه) در کتاب کشف المعارف می فرماید : " این کلمه از صفو و مصطفی به معنای برگزیده گرفته شده و چون این طایفه بعد از رسول خدا (ص ) و اوصیای او ، برگزیده خلق خداوند هستند به این نام خوانده می شوند ." بعضی معتقدند این کلمه معرٌب "سوفیست " یونانی به معنای عالم می باشد که به زبان عربی وارد شده است ؛ همانطور که کلمه" فیلسوف" معرٌب کلمه " فیلوزوف " یعنی کسی که علم را دوست دارد و کلمه تصوف نیز شبیه کلمه " تئوزوفی" یعنی کسی که به خدا علم دارد می باشد ؛ وبه نظر نگارنده این بیان به قبول نزدیکتر است .
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 22:37  توسط صوفی
|
هو 121 به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست درجهانی که پیشرفت علم وتکنولوژی باعث سرعت درانجام امورروزمره شده وزندگی انسان به تدریج به تسخیرماشین درمیآیدحتی آدمی زمانی پیدا نمیکندکه به علت وجودی خود بیندیشد: از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم این پرسش سوالی نیست که توسط جهان مادی دروجود انسان ایجاد شده باشد وحتما" پاسخ آن نیز در جهان مادی پیدا نخواهد شدو میدانیم کسانی که برای سوالات فطری خود پاسخی پیدا نکنند در تمام زندگی دچار سرگشتگی می شوند واحساس پوچی می کنند. نمونه این احساس پوچی وبه بیراهه رفتن افراد،همین انحرافات اجتماعی است که دربین آنان شیوع یافته و چون انسان فطرتا" بدنبال زیبائی است ولی درجهت صحیح هدایت نمیشود، همیشه بدنبال گمشده خود میگردد و این زیبایی را در امور موهوم جستجو میکند. زمانی این زیبائی را درحالت بیخودی بعد از مصرف مواد مخدر تصور میکند وگاهی در اموری که توجه دیگران به طرف او جلب کند حتی اگر این امور از ناهنجارهای جامعه باشد ولی تنها راه نجات این بشر زیبایی دوست آن است که زیبایی معنوی را در جایی پیدا کند وبدنبال آن برود و در حد ظرفیت خود از آن بهره مندگردد واحساس آرامش نماید، آرامشی که زندگی روزمره ماشینی از او سلب کرده . تمام انبیا ورسولان الهی برای رساندن انسان به هدف نهایی خلقت آمده اند وهر کدام بسته به محل وموقعیت اجتماع خویش در این راه زحماتی متحمل شده اند تا قافله انسانی را به راه هدایت برسانند. باید توجه داشت ادیان دارای ظاهری هستند که برای عوام مردم است وباطنی که برای خواص میباشد ظاهر هر دین شامل دستورات قالبی وزندگی دنیوی انسان است که حتی درمورد عبادات نیز قابلیت اصلاح کلی و باطنی انسان راندارد. واما باطن دین که ازآن بنام طریقت نام میبرند، شامل دستورات باطنی جهت نیل به اهداف واقعی ادیان می شود. مهمترین سوالات فطری انسان در محدوده طریقت قابل پاسخگویی میباشد وگمشده وجود انسان تنها در سایه تعالیم عرفانی ادیان قابل جستجو میباشد. البته عرفان منحصر به یک دین خاص نیست وحتی در ادیان زرتشت ، بودا ، مسیحیت ویهود نیز سابقه داشته . درحقیقت اگر دین را به شکل گردویی در نظر بگیریم ، شریعت به منزله پوست و طریقت به منزله مغز آن است که اگر پوست وجود نداشته باشد مغز نمی تواند سالم بماند واگر مغز وجود نداشته باشد پوست گردو به تنهایی ارزشی ندارد. علت انتخاب این موضوع برای تحقیق این بود که متاسفانه در این اواخر در کشور ما که از دیر باز مهد عرفان بوده حرکتهایی توسط افراد شرورآغاز شده تا به افراد چنین القا کنند که عرفان جزو دین نیست و چیزی وارداتی و بقول خودشان بدعت در دین می باشد. و چیزی که بیشتر باعث تاسف است اینکه در این راه عده ای روحانی نما نیز با آنان همراه شده و حکم به کفر و ارتداد پیروان مکتب عرفان داده اند ومصداق "یصدون عن سبیل الله "شده اند و بجای اینکه مردم را هدایت کنند آنان را به جهل مرکب می کشانند؛و دریغ از اینکه بجای افتخار به عرفایی چون شاه سید نعمت الله ولی و مولانا جلال الدین بلخی که از افتخارات عرفان جهان می باشند، آنان را "صوفی قهار"،"خارج از دین" و یا با ایجاد تفرقه بین شیعه وسنی،آنان را سنی لقب می دهند. و بیاد ندارند که همین عرفا وصوفیه ایرانی بودند که در زمان صفویه ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 22:8  توسط صوفی
|
هو 121 برایم خیلی جالب بود که در روز ولادت حضرت امام رضا (ع ) که همه میدانند ناشر و حامی تصوف در ایران ایشان بوده اند ، بازهم افرادی که از عقده های حقارت رنج می برند مانندهمیشه دست به جعل حدیث میزنند و در وبلاگ معلوم الحال و قلم به مزد" خرقه پشمینه " از قول امام رضا (ع ) نقل میکنند که ایشان فرموده : هرکس نزد او از صوفیه سخنی به میان بیاید وبا زبان ودل آنها را انکار نکند از ما نیست واقعآ که باید به عقل این وبلاگ نویسان شک کرد ، چرا که اینان حتی راه ورسم اربابان خود را نیز فراموش کرده اند که بخاطر فریب اذهان مردم به صوفیه لقب " هشت امامی " می دادند ؛ پس لا اقل اگر می خواهید دست به جعل حدیث بزنید لا اقل از قول امام رضا (ع ) ننویسید چون هم دروغ اربابانتان برهمگان آشکار میشود و هم جعل حدیث شما . در ضمن در روزی که وبلاگهای درویشهای گنابادی به میمنت میلاد امام رضا (ع ) دست به پخش پیغام صلح و دوستی زدند ، این وبلاگ نویس که خودرا شیعه مینامد باز هم دست به تفرقه افکنی بین شیعیان میزند و از هر فرصتی برای اجرای مقاصد شیطانی خود استفاده می کند . اگر برای ایشان قدرت تعقلی باقی مانده در مورد متن زیر فکر کنند و نظر بدون تعصب خود را بنویسند :
آ قایان وبلاگ نویس لجاجت تاکی؟
+ نوشته شده در سه شنبه 14 آذر1385ساعت 22:22  توسط صوفی
|
هو 121 میلاد حضرت علی ابن موسی الرضا علیه سلام را به تمامی ابنا بشر تبریک میگوییم و این میلاد خجسته را جهت سر آغاز ایجاد صلح وآزادی بین همه مرد م جهان بخصوص هموطنان ایرانی به فال نیک گرفته همراه با همه برادران ایمانی مفتخر به سلسله صو فیه رضویه سلطانعلیشاهی گنابادی ، به میمنت این خجسته میلاد پر برکت دست دوستی به طرف همه همنوعان خود دراز می کنیم و پیام صلح و دوستی را بنام آن معین فقرا ، حضرت رضا (ع ) در تمام عالم پخش میکنیم . امید است با توجهات آن حضرت که وجود شریفش در ایران عزیزمان باعث افتخار ماست تمام موانع و مشکلات راه صلح و آزادی در این سرزمین کهن که دارنده اولین قانون حقوق بشر در تاریخ بشریت میباشد رفع گردد و همه انسانها با کمال آرامش و هر طور که می خواهند خدای خود را پرستش نمایند و شاکر نعمت های الهی باشند.
+ نوشته شده در جمعه 10 آذر1385ساعت 22:33  توسط صوفی
|
|
|